→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۴۱گر خدا دولت و بختم دهد و عمر دراز←شمارهٔ ۶۴۲کاروان بربست بار و ره دراز←شمارهٔ ۶۴۳دوش یار آمد به بالینم فراز←شمارهٔ ۶۴۴مگر یاری درافتد محرم راز←شمارهٔ ۶۴۵شادی به روزگار شناسندگان راز←شمارهٔ ۶۴۶نه محرمی و نه یاری موافق و دم ساز←شمارهٔ ۶۴۷ز پندار خود رهبری بر مساز←شمارهٔ ۶۴۸می بایدم که بشنوم آواز دلنواز←شمارهٔ ۶۴۹پیاپی بده ساقیا شیرهٔ رز←شمارهٔ ۶۵۰اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز←شمارهٔ ۶۵۱امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز←شمارهٔ ۶۵۲نوبهارست و صبا عنبر بیز←شمارهٔ ۶۵۳خوش وقت صبوحیان شبخیز←شمارهٔ ۶۵۴آخر ای دل چیست چندین رستخیز←شمارهٔ ۶۵۵خون رز بر خاک میریزی مریز←شمارهٔ ۶۵۶بده به یار می خوش گوار شورانگیز←شمارهٔ ۶۵۷ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس←شمارهٔ ۶۵۸رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس←شمارهٔ ۶۵۹زبان تیز دارم همچو الماس←شمارهٔ ۶۶۰به من نظر مکن ای بیخبر به چشمِ قیاس←شمارهٔ ۶۶۱زاهد مخمور را راهِ مناجات بس←شمارهٔ ۶۶۲آخر ای نامهربان فریادرس←شمارهٔ ۶۶۳رخ بنما ای صنم پرده فکن یک نفس←شمارهٔ ۶۶۴تویی یار دیرینهٔ همنفس←شمارهٔ ۶۶۵عاشق ازین شیوه نگشته ست کس←شمارهٔ ۶۶۶هلال ابروانش بین مقوّس←شمارهٔ ۶۶۷دریغ صحبت یاران و دوستان انیس←شمارهٔ ۶۶۸یک امشبی که درافتادهای بیا خوش باش←شمارهٔ ۶۶۹ای دل سودازده عاشق تنها مباش←شمارهٔ ۶۷۰پند داعی بشنو پسرو پندار مباش←شمارهٔ ۶۷۱گر به جانان زنده ای جان گو مباش←شمارهٔ ۶۷۲خوش است عالمِ رندان و صحبتِ او باش←شمارهٔ ۶۷۳دلا سر پوشِ خوانِ سّرِ او باش←شمارهٔ ۶۷۴مرا گر عقل گوید متّقی باش←شمارهٔ ۶۷۵جانم آن جاست که او گو تنم این جا می باش←شمارهٔ ۶۷۶دلا خاک در دیدۀ عقل پاش←شمارهٔ ۶۷۷ای دلِ دریا نشین گوهرِ دریا مپاش←شمارهٔ ۶۷۸از آنم خلق میخوانند قلّاش←شمارهٔ ۶۷۹جمالِ رویِ هم چون آفتابش←شمارهٔ ۶۸۰چو صرف شد همه اوقاتِ عمر در طلبش←