شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۹۲۱عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم←شمارهٔ ۹۲۲می‌روی ای در دلِ تنگم مقیم←شمارهٔ ۹۲۳ما که مستانِ الستیم چنان مستانیم←شمارهٔ ۹۲۴آخر بمردم از غمت ای زندگانیم←شمارهٔ ۹۲۵وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم←شمارهٔ ۹۲۶یار با ما هر چه گوید آن کنیم←شمارهٔ ۹۲۷چنان آرزومندِ دیدارِ اویم←شمارهٔ ۹۲۸به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم←شمارهٔ ۹۲۹دل گم کرده‌ی خود را ز کجا می‌جویم←شمارهٔ ۹۳۰ای خاک درِ تو آب رویم←شمارهٔ ۹۳۱در کویِ دوست گر چه نه مردانه می‌رویم←شمارهٔ ۹۳۲بیا تا کژ نشینم راست گویم←شمارهٔ ۹۳۳ما گر چه ز خدمتت جداییم←شمارهٔ ۹۳۴می‌خواره و می‌پرست ماییم←شمارهٔ ۹۳۵ما از آن مستان که پنداری نِه‌ایم←شمارهٔ ۹۳۶مهر من ای ماه روی مهربان←شمارهٔ ۹۳۷به غم بنشسته ام سر در گریبان←شمارهٔ ۹۳۸مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن←شمارهٔ ۹۳۹یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان←شمارهٔ ۹۴۰بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان←شمارهٔ ۹۴۱محروم مانده ام ز ملاقات دوستان←شمارهٔ ۹۴۲دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان←شمارهٔ ۹۴۳آرزومندم به روی دوستان←شمارهٔ ۹۴۴ای باد صبا رَو ز سپاهان به قهستان←شمارهٔ ۹۴۵بنفشه زار برآمد ز طرفِ لاله¬ستان←شمارهٔ ۹۴۶ساقی فدای جان تو بادا هزار جان←شمارهٔ ۹۴۷باد بهار می وزد از طرف نهارجان←شمارهٔ ۹۴۸بحر عشق است این و در وی موج بیم و جان←شمارهٔ ۹۴۹گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان←شمارهٔ ۹۵۰متنعمّان چه دانند مشقت فقیران←شمارهٔ ۹۵۱از من ای باد سلامی به فلانی برسان←شمارهٔ ۹۵۲وه که جهان در گرفت سوزِ دمِ عاشقان←شمارهٔ ۹۵۳ای که نبودی شبی مونسِ غم‌خوارگان←شمارهٔ ۹۵۴ساخته عشق چیست فطرتِ دیوانگان←شمارهٔ ۹۵۵مرا طاقت نمی‌باشد جدایی کردن از جانان←شمارهٔ ۹۵۶چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان←شمارهٔ ۹۵۷بساز بر بط و برزن رهِ قلندریان←شمارهٔ ۹۵۸کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن←شمارهٔ ۹۵۹چه می‌خواهی پیاپی عهد بستن←شمارهٔ ۹۶۰چه بایدم دلِ شوریده درجهان بستن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth