→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۸۱من دوست می دارم تو را گو قصد من کن دشمنم←شمارهٔ ۸۸۲عجب مدار خراباتیی چنین که منم←شمارهٔ ۸۸۳هلاک می شوم از لعبت شکر دهنم←شمارهٔ ۸۸۴یک ام شبی که به خلوت جمال دوست ببینم←شمارهٔ ۸۸۵اگر ز بخت مساعد شود که روی تو بینم←شمارهٔ ۸۸۶چه حالت است ندانم به خواب میبینم←شمارهٔ ۸۸۷منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم←شمارهٔ ۸۸۸شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم←شمارهٔ ۸۸۹من اگر مست خرابم چه کنم مست توام←شمارهٔ ۸۹۰خراب کرده ی چشمان پر خمار توام←شمارهٔ ۸۹۱من کی ام تا گویمت آنِ توام←شمارهٔ ۸۹۲اگر چه هیچ نی ام هر چه هستم آن توام←شمارهٔ ۸۹۳دلبرا شیفته ی قامت و بالای توام←شمارهٔ ۸۹۴برون نمی رود از سر هوای روی توام←شمارهٔ ۸۹۵مکن ملامت اگر شهر بند کوی توام←شمارهٔ ۸۹۶خویش را با یاد جانان می دهم←شمارهٔ ۸۹۷فرو شده است به گل باز تا کمر پایم←شمارهٔ ۸۹۸من از این عهده کی برون آیم←شمارهٔ ۸۹۹چشم امیدوار به ره برنهادهایم←شمارهٔ ۹۰۰ما چو از بَدْوِ ازل بادهپرست آمدهایم←شمارهٔ ۹۰۱ما ساغر الست به رغبت کشیدهایم←شمارهٔ ۹۰۲پنجاه سال خون دلِ رز مکیدهایم←شمارهٔ ۹۰۳گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانهایم←شمارهٔ ۹۰۴صبا بگوی به یارم که باز میآیم←شمارهٔ ۹۰۵ما از آن جامِ الستی مستیم←شمارهٔ ۹۰۶آن چه از توحیدِ مطلق یافتیم←شمارهٔ ۹۰۷کار این است که از کارِ جهان آزادیم←شمارهٔ ۹۰۸آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم←شمارهٔ ۹۰۹تا هوایِ هوایِ می کردیم←شمارهٔ ۹۱۰بقایِ عمرِ تو بادا گزینه یارِ قدیم←شمارهٔ ۹۱۱با تو دارم هرچه دارم از جدید و از قدیم←شمارهٔ ۹۱۲ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم←شمارهٔ ۹۱۳دیر برآمد که روی یار ندیدیم←شمارهٔ ۹۱۴تا دُردیِ درد او چشیدیم←شمارهٔ ۹۱۵ما متقیان توبه کاریم←شمارهٔ ۹۱۶هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم←شمارهٔ ۹۱۷هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم←شمارهٔ ۹۱۸مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیم←شمارهٔ ۹۱۹ما که شنگولیانِ خوش باشیم←شمارهٔ ۹۲۰ما که دیوانگانِ مدهوشیم←