شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۰۰۱عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده←شمارهٔ ۱۰۰۲مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه←شمارهٔ ۱۰۰۳شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه←شمارهٔ ۱۰۰۴شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به←شمارهٔ ۱۰۰۵بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه←شمارهٔ ۱۰۰۶ارغوان است که با غالیه آمیخته‌ای←شمارهٔ ۱۰۰۷با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای←شمارهٔ ۱۰۰۸ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه←شمارهٔ ۱۰۰۹خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه←شمارهٔ ۱۰۱۰آید از عشق کار شایسته←شمارهٔ ۱۰۱۱گوی داند که به چوگان کسی افتاده←شمارهٔ ۱۰۱۲گلزار عشق چون تو نهالی نیافته←شمارهٔ ۱۰۱۳ساقی به یاد دوست کرم کن پیاله‌ای←شمارهٔ ۱۰۱۴گسترده اند مستان از پرنیان ساده←شمارهٔ ۱۰۱۵ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه←شمارهٔ ۱۰۱۶گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به←شمارهٔ ۱۰۱۷با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده←شمارهٔ ۱۰۱۸زابروان تیغِ دوسَر بر مه و مهر آخته‌ای←شمارهٔ ۱۰۱۹ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه←شمارهٔ ۱۰۲۰آمد بگفتار آن لعل دلخواه←شمارهٔ ۱۰۲۱ما نداریم نظر بر می و بر میخانه←شمارهٔ ۱۰۲۲ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه←شمارهٔ ۱۰۲۳شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده←شمارهٔ ۱۰۲۴از جرس دیدی فغان برخاسته←شمارهٔ ۱۰۲۵بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای←شمارهٔ ۱۰۲۶ز مویت سنبل بویا شکسته←شمارهٔ ۱۰۲۷ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای←شمارهٔ ۱۰۲۸زآن دل آرا بگویم یا نه←شمارهٔ ۱۰۲۹دلم بهرزه بسودای خام افتاده←شمارهٔ ۱۰۳۰جسمم چو شمع در غم جانان گداخته←شمارهٔ ۱۰۳۱یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته←شمارهٔ ۱۰۳۲بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه←شمارهٔ ۱۰۳۳مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته←شمارهٔ ۱۰۳۴بر این جا آن بلا بالا گرفته←شمارهٔ ۱۰۳۵دوش بی‌ما صنما ساغر صهبا زده‌ای←شمارهٔ ۱۰۳۶چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی←شمارهٔ ۱۰۳۷نیست یعقوب را چو تو پسری←شمارهٔ ۱۰۳۸تو که در چشم چنین غمزه کافر داری←شمارهٔ ۱۰۳۹بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی←شمارهٔ ۱۰۴۰ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth