→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۹۶۱حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو←شمارهٔ ۹۶۲ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او←شمارهٔ ۹۶۳آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو←شمارهٔ ۹۶۴با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبهرو←شمارهٔ ۹۶۵عاشق گریختن نتواند ز بند او←شمارهٔ ۹۶۶شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو←شمارهٔ ۹۶۷بنده پیر خراباتم و پیمانه او←شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو←شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو←شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو←شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو←شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو←شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو←شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو←شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو←شمارهٔ ۹۷۶کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو←شمارهٔ ۹۷۷گرم رقیب براند بتا زمنزل تو←شمارهٔ ۹۷۸جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو←شمارهٔ ۹۷۹سنبل باغ شانه زد گیسو←شمارهٔ ۹۸۰ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو←شمارهٔ ۹۸۱ماه دوهفته هفتهای از رخ نهفتهای←شمارهٔ ۹۸۲به سومنات اگر ساختند بتکدهای←شمارهٔ ۹۸۳ابرویت چیست مد بسم الله←شمارهٔ ۹۸۴دوش در آمد از درم ماهی نه فرشتهای←شمارهٔ ۹۸۵دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانهای←شمارهٔ ۹۸۶چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته←شمارهٔ ۹۸۷گفتم از سلسله زلف تو دارم گلهای←شمارهٔ ۹۸۸حسنت نهاده دانه دامی عجب به راه←شمارهٔ ۹۸۹عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه←شمارهٔ ۹۹۰به زنجیر جفایی گر نشد بخت دژم بسته←شمارهٔ ۹۹۱دانست و هست و بود تو را مظهر آینه←شمارهٔ ۹۹۲در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشستهای←شمارهٔ ۹۹۳آن می که از شعاعش آتش زند زبانه←شمارهٔ ۹۹۴اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای←شمارهٔ ۹۹۵ای که جان داری فدا کن در ره جانانهای←شمارهٔ ۹۹۶ما را عبث نبود که از بزم رانده ای←شمارهٔ ۹۹۷گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمدهای←شمارهٔ ۹۹۸ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کردهای←شمارهٔ ۹۹۹شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه←شمارهٔ ۱۰۰۰ای زلف پرشکن تو سراپا شکستهای←