→ دیوان اشعارسعیدا
سعیدا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست←شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست←شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست←شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست←شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست←شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست←شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست←شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست←شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست←شمارهٔ ۱۷۰بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست←شمارهٔ ۱۷۱لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست←شمارهٔ ۱۷۲به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست←شمارهٔ ۱۷۳مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیست←شمارهٔ ۱۷۴خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیست←شمارهٔ ۱۷۵به آن خدا که جهان را جز او خدایی نیست←شمارهٔ ۱۷۶از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت←شمارهٔ ۱۷۷می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت←شمارهٔ ۱۷۸رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت←شمارهٔ ۱۷۹دیده ای کان صبح را در خواب یافت←شمارهٔ ۱۸۰کلیم الله زد فریاد چون بر طور سینا رفت←شمارهٔ ۱۸۱گر ز عالم داد یا بیداد یا بر باد رفت←شمارهٔ ۱۸۲ما را نمود روی وز ما رونما گرفت←شمارهٔ ۱۸۳در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت←شمارهٔ ۱۸۴دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت←شمارهٔ ۱۸۵شوخ ما رسم قیل و قال گرفت←شمارهٔ ۱۸۶دل بسکه چشم شوخ تو را نام میگرفت←شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت←شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت←شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر میبینمت←شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت←شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث←شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث←شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث←شمارهٔ ۱۹۴به بستن کمرش نیست آن میان باعث←شمارهٔ ۱۹۵خوشم به این مرض و انحراف طبع و مزاج←شمارهٔ ۱۹۶رفتم حباب وار ز خود در هوای موج←شمارهٔ ۱۹۷تا کرد آن پریرخ و نامهربان خروج←شمارهٔ ۱۹۸دور است و همین باغ و بهاری و دگر هیچ←شمارهٔ ۱۹۹از دم تیغ قضا شیر مکیده است صبح←شمارهٔ ۲۰۰دیدهٔ غفلت گشا دریاب فیض نور صبح←