شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱آتشی از رخ چرا افکنده‌ای در جان ما←شمارهٔ ۴۲درون دیده نشستی و دل شُدَت ماوا←شمارهٔ ۴۳صبا چه گفت ز دلدار خشم رفتهٔ ما←شمارهٔ ۴۴جز شب وصل تو جانا که کند چارهٔ ما←شمارهٔ ۴۵عشقبازی‌ست کنون با رخ تو پیشهٔ ما←شمارهٔ ۴۶دلبر سنگ دلِ شوخِ جفاپیشهٔ ما←شمارهٔ ۴۷افتاده در دلم ز دو زلف تو تاب‌ها←شمارهٔ ۴۸صبر می باید دلا در کارها←شمارهٔ ۴۹ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها←شمارهٔ ۵۰قد تو سر کشد از جمله سرو بستان‌ها←شمارهٔ ۵۱دلم ز دست فراقت به جان رسید بیا←شمارهٔ ۵۲صنما سنگ دلا سرو قدا مه رویا←شمارهٔ ۵۳ای خجل از شرم رویت آفتاب←شمارهٔ ۵۴ای ز رویت خیره چشم آفتاب←شمارهٔ ۵۵ای دیده گشته در غم هجر تو چون شراب←شمارهٔ ۵۶در ما فکنده‌ای چو سر زلف خویش تاب←شمارهٔ ۵۷بی دولت وصال دلم چون جهان خراب←شمارهٔ ۵۸آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب←شمارهٔ ۵۹چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب←شمارهٔ ۶۰دوش روی یار می‌دیدم به خواب←شمارهٔ ۶۱ای عزیزان تا به کی باشد ز غم حالم خراب←شمارهٔ ۶۲تا تو بر رخ داده‌ای از زلف تاب←شمارهٔ ۶۳بیش از این سر ز من بی دل و بیهوش متاب←شمارهٔ ۶۴چون غنیمت بود شب مهتاب←شمارهٔ ۶۵بیا بنشین مرو در خواب امشب←شمارهٔ ۶۶بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب←شمارهٔ ۶۷چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب←شمارهٔ ۶۸نیاری چرا یاد ما ای حبیب←شمارهٔ ۶۹جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات←شمارهٔ ۷۰بگویمت سخنی ای نگار چون بالات←شمارهٔ ۷۱چو در فراق تو یک دم نمی‌توانم ساخت←شمارهٔ ۷۲دل رفت از بر من و زلفش مقام ساخت←شمارهٔ ۷۳در این زمانهٔ دون نیست حق دید و شناخت←شمارهٔ ۷۴مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت←شمارهٔ ۷۵پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت←شمارهٔ ۷۶در غم عشقت دل تنگم بسوخت←شمارهٔ ۷۷تا مهر رخ تو دل برانگیخت←شمارهٔ ۷۸دل از دوران گیتی شاد بادت←شمارهٔ ۷۹ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت←شمارهٔ ۸۰آزاد سرو بستان! از جان شدیم بندت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth