شعر را زندگی کن
مولانا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۶۱چو فرستاد عنایت، به زمین مشعله‌ها را←غزل شمارهٔ ۱۶۲تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را←غزل شمارهٔ ۱۶۳بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را←غزل شمارهٔ ۱۶۴چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا←غزل شمارهٔ ۱۶۵اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا←غزل شمارهٔ ۱۶۶چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا←غزل شمارهٔ ۱۶۷کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را←غزل شمارهٔ ۱۶۸ای بروییده به ناخواست به مانند گیا←غزل شمارهٔ ۱۶۹رو ترش کن که همه روترشانند این جا←غزل شمارهٔ ۱۷۰تا به شب ای عارف شیرین نوا←غزل شمارهٔ ۱۷۱چون نمایی آن رخ گلرنگ را←غزل شمارهٔ ۱۷۲در میان عاشقان عاقل مبا←غزل شمارهٔ ۱۷۳از یکی آتش برآوردم تو را←غزل شمارهٔ ۱۷۴ز آتش شهوت برآوردم تو را←غزل شمارهٔ ۱۷۵از ورای سر دل بین شیوه‌ها←غزل شمارهٔ ۱۷۶روح زیتونیست عاشق نار را←غزل شمارهٔ ۱۷۷ای بگفته در دلم اسرارها←غزل شمارهٔ ۱۷۸می‌شدی غافل ز اسرار قضا←غزل شمارهٔ ۱۷۹گر تو عودی سوی این مجمر بیا←غزل شمارهٔ ۱۸۰ای تو آب زندگانی فاسقنا←غزل شمارهٔ ۱۸۱دل چو دانه ، ما مثال آسیا←غزل شمارهٔ ۱۸۲در میان عاشقان عاقل مبا←غزل شمارهٔ ۱۸۳ای دل رفته ز جا باز میا←غزل شمارهٔ ۱۸۴من رسیدم به لب جوی وفا←غزل شمارهٔ ۱۸۵از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا←غزل شمارهٔ ۱۸۶ای میرآب بگشا آن چشمه روان را←غزل شمارهٔ ۱۸۷از سینه پاک کردم افکار فلسفی را←غزل شمارهٔ ۱۸۸اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها←غزل شمارهٔ ۱۸۹آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آ←غزل شمارهٔ ۱۹۰با آن که می‌رسانی، آن بادهٔ بقا را←غزل شمارهٔ ۱۹۱بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را←غزل شمارهٔ ۱۹۲بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جان‌ها!←غزل شمارهٔ ۱۹۳جانا قبول گردان این جست و جوی ما را←غزل شمارهٔ ۱۹۴خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را←غزل شمارهٔ ۱۹۵شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را←غزل شمارهٔ ۱۹۶در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را←غزل شمارهٔ ۱۹۷ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا←غزل شمارهٔ ۱۹۸ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها←غزل شمارهٔ ۱۹۹ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا←غزل شمارهٔ ۲۰۰نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth