→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۲۱چون خانه روی ز خانه ما←غزل شمارهٔ ۱۲۲دیدم رخ خوب گلشنی را←غزل شمارهٔ ۱۲۳دیدم شه خوب خوش لقا را←غزل شمارهٔ ۱۲۴ساقی تو شراب لامکان را←غزل شمارهٔ ۱۲۵گفتی که گزیدهای تو بر ما←غزل شمارهٔ ۱۲۶گستاخ مکن تو ناکسان را←غزل شمارهٔ ۱۲۷کو مطرب عشق چست دانا←غزل شمارهٔ ۱۲۸ما را سفری فتاد بیما←غزل شمارهٔ ۱۲۹مشکن دل مرد مشتری را←غزل شمارهٔ ۱۳۰بیدار کنید مستیان را←غزل شمارهٔ ۱۳۱من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا←غزل شمارهٔ ۱۳۲در میان پرده خون عشق را گلزارها←غزل شمارهٔ ۱۳۳غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را←غزل شمارهٔ ۱۳۴ساقیا در نوش آور شیره عنقود را←غزل شمارهٔ ۱۳۵ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف را←غزل شمارهٔ ۱۳۶پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما←غزل شمارهٔ ۱۳۷با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟←غزل شمارهٔ ۱۳۸سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما←غزل شمارهٔ ۱۳۹رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما←غزل شمارهٔ ۱۴۰درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما←غزل شمارهٔ ۱۴۱جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟←غزل شمارهٔ ۱۴۲دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا←غزل شمارهٔ ۱۴۳دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را←غزل شمارهٔ ۱۴۴عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟←غزل شمارهٔ ۱۴۵ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها←غزل شمارهٔ ۱۴۶در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما←غزل شمارهٔ ۱۴۷آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا←غزل شمارهٔ ۱۴۸از پی شمس حق و دین دیده گریان ما←غزل شمارهٔ ۱۴۹خدمتِ شمس حق و دین باد کارت ساقیا←غزل شمارهٔ ۱۵۰درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما←غزل شمارهٔ ۱۵۱سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را←غزل شمارهٔ ۱۵۲دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا←غزل شمارهٔ ۱۵۳شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها←غزل شمارهٔ ۱۵۴دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز را←غزل شمارهٔ ۱۵۵از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا←غزل شمارهٔ ۱۵۶ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا←غزل شمارهٔ ۱۵۷ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما←غزل شمارهٔ ۱۵۸امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها←غزل شمارهٔ ۱۵۹ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را←غزل شمارهٔ ۱۶۰مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را←