→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۴۱شب به یاد آن لب خموش گذشت←غزل شمارهٔ ۸۴۲به فکر دل لبم از ربط قیل و قالگذشت←غزل شمارهٔ ۸۴۳دوش از نظر خیال تو دامنکشان گذشت←غزل شمارهٔ ۸۴۴همت از هر دو جهان جست و ز دل در نگذشت←غزل شمارهٔ ۸۴۵نه همین سبزه از خطش ترگشت←غزل شمارهٔ ۸۴۶ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت←غزل شمارهٔ ۸۴۷بیروی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت←غزل شمارهٔ ۸۴۸شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت←غزل شمارهٔ ۸۴۹دی حرف خرامش به لبم بالگشا رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۰سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۱قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت←غزل شمارهٔ ۸۵۲ز آتش رخسار که ساغر گرفت←غزل شمارهٔ ۸۵۳بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفت←غزل شمارهٔ ۸۵۴دل ماند بیحس و غمت افشانده بال رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۵صبح از دل چاککه دراین باغ سخن رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۶ازین بساطکسی داغ آرمیدن رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۷فغان که فرصت دام تلاش چیدن رفت←غزل شمارهٔ ۸۵۸آخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفت←غزل شمارهٔ ۸۵۹عمرگذشته بر مژهام اشک بست و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۰دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۱باز وحشیجلوهای در دیده جولان کرد و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۲هرکه آمد سیر یأسی زین گلستان کرد و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۳زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۴رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۵هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت←غزل شمارهٔ ۸۶۶به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت←غزل شمارهٔ ۸۶۷که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت←غزل شمارهٔ ۸۶۸ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت←غزل شمارهٔ ۸۶۹زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامت←غزل شمارهٔ ۸۷۰آمدم تا صد چمن بر جلوهنازان بینمت←غزل شمارهٔ ۸۷۱باز با طرزتکلف آشنا میبینمت←غزل شمارهٔ ۸۷۲ای پر فشان چون بویگل بیرنگی از پیراهنت←غزل شمارهٔ ۸۷۳جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت←غزل شمارهٔ ۸۷۴زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت←غزل شمارهٔ ۸۷۵نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت←غزل شمارهٔ ۸۷۶بهار آیینهٔ رنگیکه باشد صرف آیینت←غزل شمارهٔ ۸۷۷بیا ای جام و مینای طرب نقشکف پایت←غزل شمارهٔ ۸۷۸همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت←غزل شمارهٔ ۸۷۹زهی چمنسازِ صبحِ فطرت، تبسم لعل مهرجویت←غزل شمارهٔ ۸۸۰کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت←