شعر را زندگی کن
→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۶۱مریز خون من ای بت به روزگار خزان←شمارهٔ ۳۶۲شد ز تاثیر سپهر سرکش نامهربان←شمارهٔ ۳۶۳همان بِه است که امروز خوش خوریم جهان←شمارهٔ ۳۶۴صنع خدای و عدل وزیر خدایگان←شمارهٔ ۳۶۵بت من است نگاری‌ که قامت و دل آن←شمارهٔ ۳۶۶باد نوروزی همه کلّه زند در بوستان←شمارهٔ ۳۶۷سمن‌ْبری که دلم تنگ ‌کرد هم‌چو دهان←شمارهٔ ۳۶۸چون نماز شام پروین نور زد بر آسمان←شمارهٔ ۳۶۹کیمیا دارد مگر با خویشتن باد خزان←شمارهٔ ۳۷۰خطّ است ‌گرد عارض آن ماه دلستان←شمارهٔ ۳۷۱آنچه من بر چهره دارم یار دارد در میان←شمارهٔ ۳۷۲آدینه و صبح و عید قربان←شمارهٔ ۳۷۳ای دو رخ تو پروین وی دو لب تو مرجان←شمارهٔ ۳۷۴دوش رفتم به خیمهٔ جانان←شمارهٔ ۳۷۵از فضل و کفایت ز همه لشکر سلطان←شمارهٔ ۳۷۶لاغری یار من است از همه خوبان جهان←شمارهٔ ۳۷۷المنهٔ لله که خورشید خراسان←شمارهٔ ۳۷۸چون‌ کرد پیش‌آهنگ را در زیر محمل ساربان←شمارهٔ ۳۷۹بوستان شد زرد روی از وصل باد مهرگان←شمارهٔ ۳۸۰یک امشب زبهر من ای ساربان←شمارهٔ ۳۸۱به دارالملک باز آمد تن آسان←شمارهٔ ۳۸۲ماهرویا روی در اقبال دارد بوستان←شمارهٔ ۳۸۳نوروز بساط نو گسترد به گلزاران←شمارهٔ ۳۸۴ای شاه تاج‌داران وی تاج شهریاران←شمارهٔ ۳۸۵نوروز بساط نو گسترد به گلزاران←شمارهٔ ۳۸۶شدست روز همه خلق فَرّخ و میمون←شمارهٔ ۳۸۷خدایا دور کن چشم بد از این دولت میمون←شمارهٔ ۳۸۸جشنی‌ است بس مبارک عیدی‌ است بس همایون←شمارهٔ ۳۸۹آن غالیه گون‌ زلف بر آن عارض گلگون←شمارهٔ ۳۹۰صنع یزدان بی‌چگونه و چون←شمارهٔ ۳۹۱این روزگار فرخ وین موسم همایون←شمارهٔ ۳۹۲بتی ‌که حور بهشتی شود بر او مفتون←شمارهٔ ۳۹۳یکی جادوست صورت‌گر دلیل گنبد گردون←شمارهٔ ۳۹۴خدای ماست خداوند آسمان و زمین←شمارهٔ ۳۹۵جهان را یادگارست از سلاطین←شمارهٔ ۳۹۶نگار من خط مشکین کشید بر نسرین←شمارهٔ ۳۹۷شد خراسان به‌سان خلد برین←شمارهٔ ۳۹۸در زلف تو گویی‌که فکند ای صنم چین←شمارهٔ ۳۹۹عید قربان و ماه فروردین←شمارهٔ ۴۰۰ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرین←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth