شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۲۱هر شب از آتش رخسار تو سوزم چو چراغ←شمارهٔ ۵۲۲کی به دعوی تاب آن روی چو مه دارد چراغ←شمارهٔ ۵۲۳گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف←شمارهٔ ۵۲۴نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف←شمارهٔ ۵۲۵باده صاف و محتسب با باده نوشان در مصاف←شمارهٔ ۵۲۶سر به پای توام ای کعبه جان نیست گزاف←شمارهٔ ۵۲۷حدیثی مشکل و سری ست مغلق←شمارهٔ ۵۲۸رهروی خوش سخنی گفت ز پیران طریق←شمارهٔ ۵۲۹چون تو در شهر مهی از من دلداده چه لایق←شمارهٔ ۵۳۰ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق←شمارهٔ ۵۳۱بود عقیق سرشکی که ریزم از غم عشق←شمارهٔ ۵۳۲ای سر عقل از خطت بر خط فرمان عشق←شمارهٔ ۵۳۳هر خون که خورد بی تو دل از ساغر فراق←شمارهٔ ۵۳۴روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراق←شمارهٔ ۵۳۵زهی به خاک درت چشم خون فشان مشتاق←شمارهٔ ۵۳۶ای ذات تو از صفات ما پاک←شمارهٔ ۵۳۷زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک←شمارهٔ ۵۳۸چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک←شمارهٔ ۵۳۹چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک←شمارهٔ ۵۴۰دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک←شمارهٔ ۵۴۱سر دهانت ناگشته مدرک←شمارهٔ ۵۴۲دل خون و جان فگار و جگرریش و سینه چاک←شمارهٔ ۵۴۳جان می دهم به باد و غمت می برم به خاک←شمارهٔ ۵۴۴جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک←شمارهٔ ۵۴۵به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک←شمارهٔ ۵۴۶باده پاک است و قدح پاک و حریفان همه پاک←شمارهٔ ۵۴۷مرا شد جامه جان از غمت چاک←شمارهٔ ۵۴۸ز هجران بر لب آمد جان غمناک←شمارهٔ ۵۴۹برانم از عقب کوچ کرده خود بوک←شمارهٔ ۵۵۰فاح ریح الصبا و صاح الدیک←شمارهٔ ۵۵۱درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ←شمارهٔ ۵۵۲ای که چون غنچه دلی دارم از اندوه تو تنگ←شمارهٔ ۵۵۳زهی اشک من و لعل تو یکرنگ←شمارهٔ ۵۵۴من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل←شمارهٔ ۵۵۵قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل←شمارهٔ ۵۵۶لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال←شمارهٔ ۵۵۷دل به زمین بوس درت شد مثل←شمارهٔ ۵۵۸برون آی از نقاب غنچه ای گل←شمارهٔ ۵۵۹حق آفتاب و جهان همچو سایه است ای دل←شمارهٔ ۵۶۰زد شیخ شهر طعنه بر اسرار اهل دل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth