→ فاتحة الشبابجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش←شمارهٔ ۴۸۲گردش جام که زد صنع ازل پرگارش←شمارهٔ ۴۸۳من بی دل چو خواهم داد جان نادیده دیدارش←شمارهٔ ۴۸۴کسی کافتد نظر بر شکل آن سرو قباپوشش←شمارهٔ ۴۸۵آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش←شمارهٔ ۴۸۶دلم که شوق لبت داد شربت اجلش←شمارهٔ ۴۸۷خرامان می رود آن شوخ و صد بیدل ز دنبالش←شمارهٔ ۴۸۸شیخ خودبین که به اسلام برآمد نامش←شمارهٔ ۴۸۹سپیده دم که شد از خانه عزم حمامش←شمارهٔ ۴۹۰رخت کز خط مشکین شد مزین صفحه سیمش←شمارهٔ ۴۹۱آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش←شمارهٔ ۴۹۲شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش←شمارهٔ ۴۹۳سر من کاش بودی خاک راهش←شمارهٔ ۴۹۴نامه کز خوبان رسد تعویذ جان میخوانمش←شمارهٔ ۴۹۵رو چو نهد به ملک دل عشق توشاه سازمش←شمارهٔ ۴۹۶دل من که بس مبتلا بینمش←شمارهٔ ۴۹۷تا کی کشم به صومعه حرمان ز بخت خویش←شمارهٔ ۴۹۸مدار آینه را در صفا برابر خویش←شمارهٔ ۴۹۹هر دم آیم بر درت با دیده خونبار خویش←شمارهٔ ۵۰۰زان میان گم کرده ام سررشته تدبیر خویش←شمارهٔ ۵۰۱من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش←شمارهٔ ۵۰۲چند فروزم چراغ از علم آه خویش←شمارهٔ ۵۰۳کشتی مرا ز هجر رخ جانفزای خویش←شمارهٔ ۵۰۴چون به خواری خواستی راند آخرم از کوی خویش←شمارهٔ ۵۰۵بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش←شمارهٔ ۵۰۶دلا ملازم رندان دردکش می باش←شمارهٔ ۵۰۷بی وفا یارا چنین بی رحم و سنگین دل مباش←شمارهٔ ۵۰۸هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش←شمارهٔ ۵۰۹ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص←شمارهٔ ۵۱۰چو بخت نیست که بارم دهی به مجلس خاص←شمارهٔ ۵۱۱ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص←شمارهٔ ۵۱۲کی کنم با کان گوهر درج لعلت را عوض←شمارهٔ ۵۱۳چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض←شمارهٔ ۵۱۴خال مشکین چیست بر رخ گرد لب نارسته خط←شمارهٔ ۵۱۵گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط←شمارهٔ ۵۱۶بر آب می کشد رخت از مشک ناب خط←شمارهٔ ۵۱۷از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ←شمارهٔ ۵۱۸حدیث ماه رخت شد تمام در مطلع←شمارهٔ ۵۱۹یار قصد قتل من دارد به تیغ انقطاع←شمارهٔ ۵۲۰خلقی چو گل شکفته و خندان به طرف باغ←