→ دیوان اشعارخیالی بخارایی
خیالی بخارایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای بیخبر از محنت و شاد از الم ما←شمارهٔ ۲با رخت صورت چین چند کند دعوی را←شمارهٔ ۳با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را←شمارهٔ ۴ - استقبال از امیرخسرو دهلویبیش از این مپسند در زاری منِ درویش را←شمارهٔ ۵تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا←شمارهٔ ۶تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا←شمارهٔ ۷چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را←شمارهٔ ۸خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را←شمارهٔ ۹زهی راست از تو همه کار ما←شمارهٔ ۱۰طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را←شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را←شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه مینمود مرا←شمارهٔ ۱۳گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را←شمارهٔ ۱۴ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما←شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا←شمارهٔ ۱۶عشق میگفت از کَرَمهای حبیب←شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق میبازیم و او در عین خواب←شمارهٔ ۱۸آنچه بیروی توام گریه به روی آوردهست←شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت←شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت←شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست←شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت←شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست←شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است←شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست←شمارهٔ ۲۶از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست←شمارهٔ ۲۷از زروههای باغِ خطش یاسمن یکیست←شمارهٔ ۲۸از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت←شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیافسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست←شمارهٔ ۳۰افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست←شمارهٔ ۳۱اگر دیده در مهر و مه ناظر است←شمارهٔ ۳۲اگر گویی که حسن از رویِ من خاست←شمارهٔ ۳۳ای که همه کار ما راست به تدبیر توست←شمارهٔ ۳۴باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است←شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست←شمارهٔ ۳۶باز آی که خلوتگه جانم حرم توست←شمارهٔ ۳۷با سگت یاری مرا کارِ خود است←شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست←شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست←شمارهٔ ۴۰به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست←
۱ از ۱۰صفحهٔ بعد ←