→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۴۱دلم جز دوست منظوری ندارد←شمارهٔ ۴۴۲خضر گر خوش زندگانی میکند←شمارهٔ ۴۴۳حال دل گشته دگرگون یا رب این سودا چه بود←شمارهٔ ۴۴۴زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند←شمارهٔ ۴۴۵بی تو ای قوت روان دل را قوت نبود←شمارهٔ ۴۴۶چنان پیش رخت مهر منیر از تاب میافتد←شمارهٔ ۴۴۷دوش بی لعل تو صد ره بلبم جان آمد←شمارهٔ ۴۴۸شوخ چشمان دلی چو بخراشند←شمارهٔ ۴۴۹بتان که دشمن دین از کرشمه و نازند←شمارهٔ ۴۵۰ساقی امشب ز رخت نور دگر میتابد←شمارهٔ ۴۵۱طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذرد←شمارهٔ ۴۵۲آزادگان به قید تعلق کم اوفتند←شمارهٔ ۴۵۳دوستان زود از این شهر کناری گیرید←شمارهٔ ۴۵۴شاهدان گیسو چلیپا میکنند←شمارهٔ ۴۵۵زلفت اصراری که در آزار مردم میکند←شمارهٔ ۴۵۶تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود←شمارهٔ ۴۵۷خنک آنقوم که در کف می روشن دارند←شمارهٔ ۴۵۸زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد←شمارهٔ ۴۵۹آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد←شمارهٔ ۴۶۰معاشران دغل صاف عشق مینوشند←شمارهٔ ۴۶۱مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد←شمارهٔ ۴۶۲یار با ما در انجمن باشد←شمارهٔ ۴۶۳ز باغ وصل تو بوی فراق میآید←شمارهٔ ۴۶۴رقیب دعوی عامی به صحن بستان کرد←شمارهٔ ۴۶۵قضای عشرت ماه صیام باید کرد←شمارهٔ ۴۶۶دلی زینش مژه گر جراحتی دارد←شمارهٔ ۴۶۷مطرب این نغمه که بر ساز طرب میبندد←شمارهٔ ۴۶۸عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد←شمارهٔ ۴۶۹گلبنان انجمن خاص بیاراستهاند←شمارهٔ ۴۷۰گرجان نبود زنده بجانانه توان بود←شمارهٔ ۴۷۱تا مهم از خانه سر بر میزند←شمارهٔ ۴۷۲وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند←شمارهٔ ۴۷۳زاهدان بیحد خلل در کار مستان میکنند←شمارهٔ ۴۷۴بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد←شمارهٔ ۴۷۵آتشین مرغ دلم چون به سخن میآید←شمارهٔ ۴۷۶شیخ زدین شه زاحتشام بنازد←شمارهٔ ۴۷۷زلیلی حسن کس افزون ندارد←شمارهٔ ۴۷۸گر اهل عقل کار به تدبیر بستهاند←شمارهٔ ۴۷۹این دیده باشی هندویی کز مهر و مه بستر کند←شمارهٔ ۴۸۰پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید←