شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۴۱گر به جانی می‌فروشد وصل خویش←شمارهٔ ۸۴۲تو جوری می‌کنی بر من ز حد بیش←شمارهٔ ۸۴۳نگارینا مکن بر من ستم بیش←شمارهٔ ۸۴۴آسوده نیست خاطرم از روزگار خویش←شمارهٔ ۸۴۵دادم به دستت مسکین دل ریش←شمارهٔ ۸۴۶نکهت عنبرست یا بویش←شمارهٔ ۸۴۷ای به رخت نیاز من از حد و اندازه بیش←شمارهٔ ۸۴۸به غیر سوز و گدازیم چاره نیست چو شمع←شمارهٔ ۸۴۹در شب تاریک هجران زار و سوزانم چو شمع←شمارهٔ ۸۵۰دغدغهٔ وصل تو چون برود از دماغ←شمارهٔ ۸۵۱مژده‌ای دادم صبا کآمد گل خوش‌بو به باغ←شمارهٔ ۸۵۲من نمی‌خواهم بجز روی تو باغ←شمارهٔ ۸۵۳دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغ←شمارهٔ ۸۵۴قدّش صنوبریست روان در میان باغ←شمارهٔ ۸۵۵ای دل به گرد کعبه کوی تو در طواف←شمارهٔ ۸۵۶ما زان توئیم بی تکلّف←شمارهٔ ۸۵۷دلم از جان شده بر روی چو ماهت مشعوف←شمارهٔ ۸۵۸ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق←شمارهٔ ۸۵۹چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاق←شمارهٔ ۸۶۰ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق←شمارهٔ ۸۶۱بر لب آمد جان ما از اشتیاق←شمارهٔ ۸۶۲خون جگر خورم به جهان با غم فراق←شمارهٔ ۸۶۳پشتِ طاقت طاق گشت از بار عشق←شمارهٔ ۸۶۴ای گل رویت بهارستان عشق←شمارهٔ ۸۶۵الغیاث از دست دل که‌م کرد سرگردان عشق←شمارهٔ ۸۶۶به جان رسید دل من ز گردش افلاک←شمارهٔ ۸۶۷اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک←شمارهٔ ۸۶۸ندارم در غم عشقت ز کس باک←شمارهٔ ۸۶۹ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک←شمارهٔ ۸۷۰ای برده رخت ز روی گل رنگ←شمارهٔ ۸۷۱دردی که مراست بر دل تنگ←شمارهٔ ۸۷۲عهد کردم که ازین پس ندهم دل به خیال←شمارهٔ ۸۷۳دل به زلفت داده‌ام زآنم پریشانست حال←شمارهٔ ۸۷۴به تلخی شب هجران و بامداد وصال←شمارهٔ ۸۷۵چو بودی گر وفا بودی در آن دل←شمارهٔ ۸۷۶رفتی و در غم تو بماندم فگار دل←شمارهٔ ۸۷۷من نمی‌یابم دوای درد دل←شمارهٔ ۸۷۸جهان خرّم و ما چنین تنگدل←شمارهٔ ۸۷۹مراست از دو جهان مهر دوست حاصل دل←شمارهٔ ۸۸۰چون ندادم آن ستمگر کام دل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth