شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۰۴۱بخت اگر یاری دهد یارش کنم←شمارهٔ ۱۰۴۲پیش رویش جان و دل قربان کنم←شمارهٔ ۱۰۴۳گفته بودی از لبت درمان کنم←شمارهٔ ۱۰۴۴تا به کی درد غمت پنهان کنم←شمارهٔ ۱۰۴۵درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنم←شمارهٔ ۱۰۴۶دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم←شمارهٔ ۱۰۴۷تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنم←شمارهٔ ۱۰۴۸جز غم چو نیست حاصل ایام چون کنم←شمارهٔ ۱۰۴۹تا به کی دل را ز درد عشق تو پر خون کنم←شمارهٔ ۱۰۵۰شب وصال میسّر نمی‌شود چه کنم←شمارهٔ ۱۰۵۱بی رخت صبر از این بیش ندارم چه کنم←شمارهٔ ۱۰۵۲من مسکین به جهان یار ندارم چه کنم←شمارهٔ ۱۰۵۳بگو که با غم هجران روی او چه کنم←شمارهٔ ۱۰۵۴بر سر کوی تو افغان چه کنم گر نکنم←شمارهٔ ۱۰۵۵بیا که بی رخ خوبت نظر به کس نکنم←شمارهٔ ۱۰۵۶با تو تا جان باشدم یاری کنم←شمارهٔ ۱۰۵۷با درد دلپذیر تو درمان چه می‌کنم←شمارهٔ ۱۰۵۸با دو چشمت عشقبازی می‌کنم←شمارهٔ ۱۰۵۹من چو بلبل ناله‌های صبحگاهی می‌کنم←شمارهٔ ۱۰۶۰گفتم که عهد یار جفاجوی بشکنم←شمارهٔ ۱۰۶۱پرسی ز من که چونی ای دوست بی تو چونم←شمارهٔ ۱۰۶۲در این جهان دل خود را شکسته می‌بینم←شمارهٔ ۱۰۶۳شدم به طرف گلستان که تا گلی چینم←شمارهٔ ۱۰۶۴نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم←شمارهٔ ۱۰۶۵نه یاریی دهدم بخت تا رُخت بینم←شمارهٔ ۱۰۶۶نام تو قوّت دل و دینم←شمارهٔ ۱۰۶۷من دولت وصالش از بی نیاز خواهم←شمارهٔ ۱۰۶۸با درد عشقت درمان نخواهم←شمارهٔ ۱۰۶۹اگر، نه وصل تو باشد جهان نمی‌خواهم←شمارهٔ ۱۰۷۰شبت خوش باد همچون روز خرّم←شمارهٔ ۱۰۷۱دیگر هوای عشق تو در سر گرفته‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۲نگارا ز هجر تو دل خسته‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۳چو لاله پر از خون دل خسته‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۴شبهاست کز خیال رخ تو نخفته‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۵دور از تو دلبرا چه جفاها کشیده‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۶روی بنمای که پیشت به نیاز آمده‌ایم←شمارهٔ ۱۰۷۷دیده دیدن رویت ز خدا می‌طلبیم←شمارهٔ ۱۰۷۸قدر روز وصل تو نشناختیم←شمارهٔ ۱۰۷۹ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم←شمارهٔ ۱۰۸۰تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth