شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۰۸۱ - استقبال از حافظما تو را دلدار خود پنداشتیم←شمارهٔ ۱۰۸۲از مادر دهر تا بزادیم←شمارهٔ ۱۰۸۳در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم←شمارهٔ ۱۰۸۴بسیار در فراق تو زنهارها زدیم←شمارهٔ ۱۰۸۵در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم←شمارهٔ ۱۰۸۶یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم←شمارهٔ ۱۰۸۷بر در لطف تو نیاز آریم←شمارهٔ ۱۰۸۸ما در دو جهان جز دلکی ریش نداریم←شمارهٔ ۱۰۸۹گفتم به دل که ای دل دانی که در چه کاریم←شمارهٔ ۱۰۹۰جز درگه تو راه به جایی نمی‌بریم←شمارهٔ ۱۰۹۱با سرو قد تو عشق بازیم←شمارهٔ ۱۰۹۲تا به کی در غم عشق تو چنین درسازیم←شمارهٔ ۱۰۹۳دلا تا کی به درد او بسازیم←شمارهٔ ۱۰۹۴بگو تا چند خون دل به غم در ساغر اندازیم←شمارهٔ ۱۰۹۵صبا رسید و رسانید بوی یار قدیم←شمارهٔ ۱۰۹۶گر نسیم کوی او دارد مسلمانان نسیم←شمارهٔ ۱۰۹۷چون صبا از زلف یارم هر سحر آرد نسیم←شمارهٔ ۱۰۹۸ما خود ز که‌ایم و از کدامیم←شمارهٔ ۱۰۹۹ما ندانیم که کِشتی غمت را رانیم←شمارهٔ ۱۱۰۰چه دردست این که درمانش ندانیم←شمارهٔ ۱۱۰۱چون تو طبیب دردی درد تو با که گویم←شمارهٔ ۱۱۰۲درد دل خویش با که گویم←شمارهٔ ۱۱۰۳در راه عشق روی تو ما بی خبر رویم←شمارهٔ ۱۱۰۴دل را به بوی وصل تو دادیم و می‌رویم←شمارهٔ ۱۱۰۵یارب که تو بگشای در بسته به رویم←شمارهٔ ۱۱۰۶تا به چند از رخ زیبای تو مهجور شویم←شمارهٔ ۱۱۰۷پیش چوگان جفایت صنما چون گویم←شمارهٔ ۱۱۰۸از وصل دری گشا به رویم←شمارهٔ ۱۱۰۹بهار آمد بیا تا خوش برآییم←شمارهٔ ۱۱۱۰چو با مهر رخ او آشناییم←شمارهٔ ۱۱۱۱سرگشته در این عرصه ایام چو ماییم←شمارهٔ ۱۱۱۲نگارا از تو دور آخر چراییم←شمارهٔ ۱۱۱۳در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم←شمارهٔ ۱۱۱۴به جان آمد دل از هجر حبیبان←شمارهٔ ۱۱۱۵از درد منال ای دل چون نیست تو را درمان←شمارهٔ ۱۱۱۶به خدایی که جز او نیست خداوند جهان←شمارهٔ ۱۱۱۷تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان←شمارهٔ ۱۱۱۸بی کنارت در میان خونم ای نازک میان←شمارهٔ ۱۱۱۹بار هجرت بر دلم باریست باری بس گران←شمارهٔ ۱۱۲۰صبا برو تو پیامی ز من به یار رسان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth