→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۲۱شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست←شمارهٔ ۳۲۲ساقیا چون گل شکفت از مِیْ پرستی چاره نیست←شمارهٔ ۳۲۳بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیست←شمارهٔ ۳۲۴در سر زلف تو ای دوست چه شرهاست که نیست←شمارهٔ ۳۲۵مرا در درد عشقت چارهای نیست←شمارهٔ ۳۲۶چه کنم چون ز بخت یاری نیست←شمارهٔ ۳۲۷مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیست←شمارهٔ ۳۲۸مرا درعشق تو خواب و خوری نیست←شمارهٔ ۳۲۹از حال پریشان من او را خبری نیست←شمارهٔ ۳۳۰از حال پریشان من او را خبری نیست←شمارهٔ ۳۳۱مرا در عشق جز درد دلی نیست←شمارهٔ ۳۳۲هیچ دلی نیست که در درد دلارامی نیست←شمارهٔ ۳۳۳جهان تا هست خالی از غمی نیست←شمارهٔ ۳۳۴اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست←شمارهٔ ۳۳۵بیا که بی تو مرا هیچ زندگانی نیست←شمارهٔ ۳۳۶آن چه شوریست ز عشق تو که اندر می نیست←شمارهٔ ۳۳۷مرا به عشق تو جز نالهای و آهی نیست←شمارهٔ ۳۳۸مرا جز درگه لطف تو میدانی پناهی نیست←شمارهٔ ۳۳۹چرا به سوی من خستهات نگاهی نیست←شمارهٔ ۳۴۰دل من در فراق شیداییست←شمارهٔ ۳۴۱ماهرویا مه رویت چه جهانآراییست←شمارهٔ ۳۴۲هوای کوی جانان خوش هواییست←شمارهٔ ۳۴۳دل دیوانهٔ من در غم تو شیداییست←شمارهٔ ۳۴۴نفس باد صبا بیش معنبر بوییست←شمارهٔ ۳۴۵دیدی که آن نگار سر و برگ ما نداشت←شمارهٔ ۳۴۶فریاد کان نگار سر و برگ ما نداشت←شمارهٔ ۳۴۷دلبر دلم ببرد و غم حال ما نداشت←شمارهٔ ۳۴۸نسیم باد بهارست یا هوای بهشت←شمارهٔ ۳۴۹دوشم چه بود بی رخت ای دوست سرگذشت←شمارهٔ ۳۵۰صبحدم ذوقی ندارد بی تو در بستان گذشت←شمارهٔ ۳۵۱پشتم ز غم بار فراق تو دوتا گشت←شمارهٔ ۳۵۲ای دل چه کنم چو یار برگشت←شمارهٔ ۳۵۳دل فدای لبان چون نوشت←شمارهٔ ۳۵۴دلبر چه زود از سر پیمان ما برفت←شمارهٔ ۳۵۵راست گویم مُرْوَت از عالم برفت←شمارهٔ ۳۵۶ما را چو از نظر قد سرو روان برفت←شمارهٔ ۳۵۷تا دلم روی چو ماهت را بدید از دست رفت←شمارهٔ ۳۵۸دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت←شمارهٔ ۳۵۹تا از دو دیدهام رخ آن گل عذار رفت←شمارهٔ ۳۶۰تا از بر من آن صنم گل عذار رفت←