→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۵۶۱عرض هستی زنگ بر آیینهٔ دل میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۲جوهر تمکین مرد از لاف برهم میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۳آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۴طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۵هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۶باد صحرای جنون هرگه گلافشان میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۷تا دم تیغت به عرض جلوه عریان میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۸اشکم از پیری به چشم تر پریشان میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۶۹طرهٔ او در خیالم گر پریشان میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۰فرصت ناز کر و فر ضامن کس نمیشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۱یاد تو آتشی است که خامش نمیشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۲علم و عیان خلق به جز شک نمیشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۳موی دماغ جاه و حشم حل نمیشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۴دون طبع قدرش از هوس افزون نمیشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشتهای که ازگهر آگاه میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی میشود←غزل شمارهٔ ۱۵۸۱پیری وداع عمر سبکبال وانمود←غزل شمارهٔ ۱۵۸۲گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۳شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۵نشاط این بهارم بیگل رویت چه کار آید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۶از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ظالم چه خیال است مؤدب بهدر آید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۸دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید←غزل شمارهٔ ۱۵۸۹دل در جسد شبهه عبارت چه نماید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۰مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۱چه شمع امشب در این محفل چمنپرداز میآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۲خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۳نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۴نفس هم از دل من بیشکستن برنمیآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۵حریفیهای عشق از هر کس و ناکس نمیآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۶جنونی با دل گمگشته از کوی تو میآید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۷دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۸پیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپید←غزل شمارهٔ ۱۵۹۹دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دید←غزل شمارهٔ ۱۶۰۰چمن دلی که به یاد تو آشنا گردید←