→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۸۴۱پرکوته است دست به هر سو دراز حرص←غزل شمارهٔ ۱۸۴۲از قناعت خاک باید کرد در انبان حرص←غزل شمارهٔ ۱۸۴۳گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقص←غزل شمارهٔ ۱۸۴۴مگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرض←غزل شمارهٔ ۱۸۴۵مباد دامن کس گیرم از فسون غرض←غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض←غزل شمارهٔ ۱۸۴۷خلقی است شمعوار در این قحط جای فیض←غزل شمارهٔ ۱۸۴۸نبود نقطهای از علم این کتاب غلط←غزل شمارهٔ ۱۸۴۹شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط←غزل شمارهٔ ۱۸۵۰بر جنون نتوان شد از عقل ادبپرور محیط←غزل شمارهٔ ۱۸۵۱گشتم از بیدست و پاییها به خشک و تر محیط←غزل شمارهٔ ۱۸۵۲نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ←غزل شمارهٔ ۱۸۵۳دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظ←غزل شمارهٔ ۱۸۵۴نمیشود کس ازین عبرت انجمن محظوظ←غزل شمارهٔ ۱۸۵۵غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع←غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۵۷باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۵۸هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۵۹از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۰نی در پرواز زد، نی سعی جولان کرد شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۱سوختن یک نغمه است از ساز شمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۲بی نم خجلت نمیباشد سر و کار طمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۳هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۴اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۵هرکجاکردم به یاد سجدهات ساز رکوع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۶نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیع←غزل شمارهٔ ۱۸۶۷به ذوق گرد رهت میدوم سراسر باغ←غزل شمارهٔ ۱۸۶۸کنون که میگذرد عیش چون نسیم ز باغ←غزل شمارهٔ ۱۸۶۹نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۰نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۱یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۲نه صورت بویی و نه رنگیست درین باغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۳عالم همه داغست و ندارد اثر داغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۴کو شعلهٔ دردیکه به ذوق اثر داغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۵شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۶نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی دادهاند از آب تیغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۸فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ←غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف←غزل شمارهٔ ۱۸۸۰تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف←