→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۸۰۱به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۲نداشت پروای عرض جوهر، صفای آیینهٔ فرنگش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۳من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۴جوانی دامن افشان رفت و پیری هم به دنبالش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۵دل گمگشتهای دارم چه میپرسی ز احوالش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۶مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۷هرگه روم از خویش به سودای وصالش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۸چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامش←غزل شمارهٔ ۱۸۰۹عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۰کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۱بینشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۲دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۳تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۴جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۷آب از یاقوت میریزد تکلم کردنش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش←غزل شمارهٔ ۱۸۱۹عالم از چشم ترم شد میفروش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۰عیب همه عالم ز تغافل به هنر پوش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۱آه از این جلوهٔ نقاب فروش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای ز لعلت سخن گلاب فروش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۳مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس کاهش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۴اگر زین رنگ، تمکین میزند موج از سراپایش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۵حیا بیپرده نپسندید راز حسن یکتایش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۶رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۷زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۸سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش←غزل شمارهٔ ۱۸۲۹اشکم قدم آبله فرسا ننهد پیش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۰چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۱دلی را که بخشد گداز آرزویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۲صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۳تپد آینه بسکه در آرزویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۴طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۵بی تو مشکل کنم از خلق نهان جوهر خویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۶چند پاشی ز جنون خاک هوس برسرخویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۷آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۸عمرها شد بینصیب راحتم از چشم خویش←غزل شمارهٔ ۱۸۳۹اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش←غزل شمارهٔ ۱۸۴۰بیخلل نگذاشت گل را صنعت اجزای خویش←