→ عرفیعرفی
عرفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۳۲۱هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد←غزل شمارهٔ ۳۲۲کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد←غزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید←غزل شمارهٔ ۳۲۴ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند←غزل شمارهٔ ۳۲۵کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد←غزل شمارهٔ ۳۲۶کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد←غزل شمارهٔ ۳۲۷تا چند به زنجیر خرد بند توان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۸چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد←غزل شمارهٔ ۳۲۹در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند←غزل شمارهٔ ۳۳۰به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند←غزل شمارهٔ ۳۳۱دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد←غزل شمارهٔ ۳۳۲به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد←غزل شمارهٔ ۳۳۳چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد←غزل شمارهٔ ۳۳۴گر نیم قطره ز دهان سبو چکد←غزل شمارهٔ ۳۳۵سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد←غزل شمارهٔ ۳۳۶از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد←غزل شمارهٔ ۳۳۷گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد←غزل شمارهٔ ۳۳۸بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند←غزل شمارهٔ ۳۳۹به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد←غزل شمارهٔ ۳۴۰حیف است که دستی به نمکدان تو یابند←غزل شمارهٔ ۳۴۱بیا ای بخت سرگردان نشینید←غزل شمارهٔ ۳۴۲ز کوی عشق مَلَک دلشکسته میآید←غزل شمارهٔ ۳۴۳گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند←غزل شمارهٔ ۳۴۴هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود←غزل شمارهٔ ۳۴۵بازم به طوف کعبه احرام تازه شد←غزل شمارهٔ ۳۴۶گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند←غزل شمارهٔ ۳۴۷خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد←غزل شمارهٔ ۳۴۸کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید←غزل شمارهٔ ۳۴۹شبی که در قدم وصل یار میگذرد←غزل شمارهٔ ۳۵۰عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند←غزل شمارهٔ ۳۵۱آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد←غزل شمارهٔ ۳۵۲هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید←غزل شمارهٔ ۳۵۳کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود←غزل شمارهٔ ۳۵۴دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد←غزل شمارهٔ ۳۵۵جان به یاد لبت، شکر خاید←غزل شمارهٔ ۳۵۶کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود←غزل شمارهٔ ۳۵۷چه گرمی است که در سر شراب می سوزد←غزل شمارهٔ ۳۵۸معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود←غزل شمارهٔ ۳۵۹آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد←غزل شمارهٔ ۳۶۰وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود←