→ عرفیعرفی
عرفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۲۸۱بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید←غزل شمارهٔ ۲۸۲به لحد چگونه زین غم، دلم آرمیده باشد←غزل شمارهٔ ۲۸۳عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد←غزل شمارهٔ ۲۸۴ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید←غزل شمارهٔ ۲۸۵فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند←غزل شمارهٔ ۲۸۶گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود←غزل شمارهٔ ۲۸۷بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید←غزل شمارهٔ ۲۸۸کسی به دور محبت خمار خم نکشد←غزل شمارهٔ ۲۸۹بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید←غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد←غزل شمارهٔ ۲۹۱دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد←غزل شمارهٔ ۲۹۲مگر لب تو قرین شراب می گردد←غزل شمارهٔ ۲۹۳برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد←غزل شمارهٔ ۲۹۴از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند←غزل شمارهٔ ۲۹۵دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود←غزل شمارهٔ ۲۹۶گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد←غزل شمارهٔ ۲۹۷دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود←غزل شمارهٔ ۲۹۸ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود←غزل شمارهٔ ۲۹۹کدام لحظه دلم گرد غم نمیگردد←غزل شمارهٔ ۳۰۰دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند←غزل شمارهٔ ۳۰۱بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد←غزل شمارهٔ ۳۰۲دل مراد به گرد حصول می گردد←غزل شمارهٔ ۳۰۳دل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد←غزل شمارهٔ ۳۰۴اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد←غزل شمارهٔ ۳۰۵ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند←غزل شمارهٔ ۳۰۶باز شاهین امیدم اوج پروازی کند←غزل شمارهٔ ۳۰۷چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید←غزل شمارهٔ ۳۰۸آواره دلی کو روش خیر نداند←غزل شمارهٔ ۳۰۹به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند←غزل شمارهٔ ۳۱۰عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد←غزل شمارهٔ ۳۱۱آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند←غزل شمارهٔ ۳۱۲آن طره چون علم به سر دوش می زند←غزل شمارهٔ ۳۱۳در ره سودای او، فرزانه در خون می رود←غزل شمارهٔ ۳۱۴به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد←غزل شمارهٔ ۳۱۵کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند ←غزل شمارهٔ ۳۱۶لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد←غزل شمارهٔ ۳۱۷مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود←غزل شمارهٔ ۳۱۸غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید←غزل شمارهٔ ۳۱۹دگر دلم ز می تازه مست می گردد←غزل شمارهٔ ۳۲۰یاران به روز حادثه برق جهان شوند←