→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱از حالِ دل و دیده مپرسید که چون شد؟←شمارهٔ ۱۲۲تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد←شمارهٔ ۱۲۳گل شکفت و شوق آن گل چهره از سر تازه شد←شمارهٔ ۱۲۴غم بتان مخور، ای دل، که زار خواهی شد←شمارهٔ ۱۲۵نیست عرق، که در رهت از حرکات میچکد←شمارهٔ ۱۲۶آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد←شمارهٔ ۱۲۷روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟←شمارهٔ ۱۲۸دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد←شمارهٔ ۱۲۹نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند←شمارهٔ ۱۳۰یارب! غم ما را که بعرض تو رساند؟←شمارهٔ ۱۳۱عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند←شمارهٔ ۱۳۲جان من، بهر تو از جان بدنی ساختهاند←شمارهٔ ۱۳۳عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند←شمارهٔ ۱۳۴جهان و هر چه درو هست پایدار نماند←شمارهٔ ۱۳۵دلم رفت و جان حزین هم نماند←شمارهٔ ۱۳۶پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند←شمارهٔ ۱۳۷بس که خلقی سخن عاشقی من کردند←شمارهٔ ۱۳۸عاشقان، هر چند مشتاق جمال دلبرند←شمارهٔ ۱۳۹رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟←شمارهٔ ۱۴۰چو ترک من هوس مجلس شراب کند←شمارهٔ ۱۴۱هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند←شمارهٔ ۱۴۲گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟←شمارهٔ ۱۴۳خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند←شمارهٔ ۱۴۴چو لاله سینهٔ من کاش پارهپاره کنند!←شمارهٔ ۱۴۵جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند←شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود←شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود←شمارهٔ ۱۴۸دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟←شمارهٔ ۱۴۹با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟←شمارهٔ ۱۵۰کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟←شمارهٔ ۱۵۱یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود←شمارهٔ ۱۵۲لعل جانبخشت، که یاد از آب حیوان میدهد←شمارهٔ ۱۵۳هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد←شمارهٔ ۱۵۴ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید←شمارهٔ ۱۵۵جز بندگیم کاری از دست نمی آید←شمارهٔ ۱۵۶زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید←شمارهٔ ۱۵۷اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید←شمارهٔ ۱۵۸چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟←شمارهٔ ۱۵۹اگر چون تو سروی ز جایی برآید←شمارهٔ ۱۶۰دلا، گر عاشقی، بنشین، که جانانت برون آید←