→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱غمی، کز درد عشقت، بر دل ناشاد میآید←شمارهٔ ۱۶۲دم آخر، که مرا عمر به سر میآید←شمارهٔ ۱۶۳مه من با رقیبان جفااندیش میآید←شمارهٔ ۱۶۴مرا، چون دیگران، یاد گل و گلشن نمیآید←شمارهٔ ۱۶۵هردم از چشم تو دل را نظری میباید←شمارهٔ ۱۶۶آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید←شمارهٔ ۱۶۷ای کسانی که بخاک قدمش جا دارید←شمارهٔ ۱۶۸آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید←شمارهٔ ۱۶۹دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید←شمارهٔ ۱۷۰بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید←شمارهٔ ۱۷۱گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید←شمارهٔ ۱۷۲وه! که سودای تو آخر سر بشیدایی کشید←شمارهٔ ۱۷۳ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟←شمارهٔ ۱۷۴من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید←شمارهٔ ۱۷۵دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید←شمارهٔ ۱۷۶می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ←شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر←شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟←شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار←شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبتر←شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر←شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر←شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر←شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر←شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر←شمارهٔ ۱۸۶حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر←شمارهٔ ۱۸۷با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز←شمارهٔ ۱۸۸برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم مناز←شمارهٔ ۱۸۹قد تو عمر درازست و سرو گلشن ناز←شمارهٔ ۱۹۰یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز←شمارهٔ ۱۹۱از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟←شمارهٔ ۱۹۲برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز←شمارهٔ ۱۹۳عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز←شمارهٔ ۱۹۴عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس←شمارهٔ ۱۹۵کار من از جمله عالم همین عشقست و بس←شمارهٔ ۱۹۶کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس←شمارهٔ ۱۹۷یار من با دگران یار شد، افسوس افسوس!←شمارهٔ ۱۹۸زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باش←شمارهٔ ۱۹۹دردمندم، گر مرا درمان نباشد، گو: مباش←شمارهٔ ۲۰۰آه! از آن شوخ، که تا سر نشود خاک درش←