→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۳۲۱بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم←شمارهٔ ۱۳۲۲آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم←شمارهٔ ۱۳۲۳ملکت عشق ملک شد از کرم الهیم←شمارهٔ ۱۳۲۴گر گلی ندهی ز باغ خود به خاری هم خوشیم←شمارهٔ ۱۳۲۵ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم←شمارهٔ ۱۳۲۶ما گرفتار غم و از خویشتن واماندهایم←شمارهٔ ۱۳۲۷باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیم←شمارهٔ ۱۳۲۸ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم←شمارهٔ ۱۳۲۹گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم←شمارهٔ ۱۳۳۰هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم←شمارهٔ ۱۳۳۱بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم←شمارهٔ ۱۳۳۲بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم←شمارهٔ ۱۳۳۳منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم←شمارهٔ ۱۳۳۴سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟←شمارهٔ ۱۳۳۵عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم←شمارهٔ ۱۳۳۶یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم←شمارهٔ ۱۳۳۷نی مجال آن که او را از دل خود برکشم←شمارهٔ ۱۳۳۸ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم←شمارهٔ ۱۳۳۹خرم آن روزی که من با دوست کاری داشتم←شمارهٔ ۱۳۴۰یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم←شمارهٔ ۱۳۴۱دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام←شمارهٔ ۱۳۴۲من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام←شمارهٔ ۱۳۴۳این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم←شمارهٔ ۱۳۴۴باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم←شمارهٔ ۱۳۴۵نکنم ز عشق تو به که سر گناه دارم←شمارهٔ ۱۳۴۶شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟←شمارهٔ ۱۳۴۷ز تو نعمت است و راحت لب شکرین و رو هم←شمارهٔ ۱۳۴۸نفسی برون ندادم که حدیث دل نگفتم←شمارهٔ ۱۳۴۹وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم←شمارهٔ ۱۳۵۰عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیم←شمارهٔ ۱۳۵۱ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم←شمارهٔ ۱۳۵۲فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم←شمارهٔ ۱۳۵۳ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم←شمارهٔ ۱۳۵۴پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم←شمارهٔ ۱۳۵۵من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم←شمارهٔ ۱۳۵۶بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟←شمارهٔ ۱۳۵۷التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟←شمارهٔ ۱۳۵۸هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم←شمارهٔ ۱۳۵۹سوی من بین که ز هجرت به گداز آمدهام←شمارهٔ ۱۳۶۰بی تو امید ندارم که زمانی بزیم←