→ دیوان اشعارسیف فرغانی
سیف فرغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۲۱عشق اسلامست و دیگر کافری←شمارهٔ ۵۲۲بکرشمه اگر از عاشق خود جان ببری←شمارهٔ ۵۲۳ای بلبل جانم (را) از روی تو گلزاری←شمارهٔ ۵۲۴ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری←شمارهٔ ۵۲۵ز بار عشق توام طالب سبکساری←شمارهٔ ۵۲۶تویی سلطانِ مُلکِ حُسن و چون من صد گدا داری←شمارهٔ ۵۲۷مرا گفت دل چون چنین یار داری←شمارهٔ ۵۲۸ای که از سیم خام تن داری←شمارهٔ ۵۲۹تویی که عارض رخسار دلستان داری←شمارهٔ ۵۳۰از آن شکر که تو در پسته دهان داری←شمارهٔ ۵۳۱روی پنهان کن که آرام دل از من میبری←شمارهٔ ۵۳۲جانا به یک کرشمه دل و جان همی بری←شمارهٔ ۵۳۳دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری←شمارهٔ ۵۳۴دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری←شمارهٔ ۵۳۵ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری←شمارهٔ ۵۳۶اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری←شمارهٔ ۵۳۷بهار آمد و گویی که باد نوروزی←شمارهٔ ۵۳۸اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی←شمارهٔ ۵۳۹هم دلبر من با من دلدار شود روزی←شمارهٔ ۵۴۰چو شود کز سر جرمم به کَرَم برخیزی؟←شمارهٔ ۵۴۱هرکس از عشق می زند نفسی←شمارهٔ ۵۴۲ای آنکه حسن صورت تو نیست در کسی←شمارهٔ ۵۴۳عاشقم زندهدلی را که تو جانش باشی←شمارهٔ ۵۴۴ای دوست بی تو ما را اندر جهان چه خوشی←شمارهٔ ۵۴۵ای غم عشق تو برده ز دل ما تنگی←شمارهٔ ۵۴۶مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی←شمارهٔ ۵۴۷ایا بدور تو از مثل تو جهان خالی←شمارهٔ ۵۴۸در حضرت تو کآنجا سلطان کند غلامی←شمارهٔ ۵۴۹ماه سعادتم را باشد شب تمامی←شمارهٔ ۵۵۰دی مرا گفت آن مه ختنی←شمارهٔ ۵۵۱ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی←شمارهٔ ۵۵۲در تن زنده یکی مرده بود زندانی←شمارهٔ ۵۵۳کیست درین دور پیر اهل معانی←شمارهٔ ۵۵۴ای چون تو نبوده گل در هیچ گلستانی←شمارهٔ ۵۵۵ایا بحسن رخت را لوای سلطانی←شمارهٔ ۵۵۶تعالی الله چه روی است آن به نزهت چون گلستانی←شمارهٔ ۵۵۷درتو، زهی صورت تو گنج معانی،←شمارهٔ ۵۵۸ایا بحسن رخت را لوای سلطانی←شمارهٔ ۵۵۹زمهر روی توای سرو ماه پیشانی←شمارهٔ ۵۶۰چنین که تو سمری ای پسر بشیرینی←