شعر را زندگی کن
→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشان‌کند←شمارهٔ ۱۲۲ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کند←شمارهٔ ۱۲۳این شوخ سواران‌ که دل خلق ستانند←شمارهٔ ۱۲۴بتان چین و ختن سروران درگاهند←شمارهٔ ۱۲۵ز بهر عید نگارا همی چه سوزی عود←شمارهٔ ۱۲۶ایا شهی‌ که چو تو کس ندید و کس نشنود←شمارهٔ ۱۲۷ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بود←شمارهٔ ۱۲۸اگر چه خرمی عالم از بهار بود←شمارهٔ ۱۲۹تا دلم عاشق آن لعل شکربار بود←شمارهٔ ۱۳۰تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود←شمارهٔ ۱۳۱تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود←شمارهٔ ۱۳۲روی او ماه است اگر بر ماه مشک افشان بود←شمارهٔ ۱۳۳تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بود←شمارهٔ ۱۳۴آمد آن فصلی ‌کزو طبع جهان دیگر شود←شمارهٔ ۱۳۵ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شود←شمارهٔ ۱۳۶چیست آن آبی‌ که رخ را گونهٔ آذر دهد←شمارهٔ ۱۳۷تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید←شمارهٔ ۱۳۸جشن خزان به‌خدمت شاه جهان رسید←شمارهٔ ۱۳۹برمعین دین پیغمبر مبارک باد عید←شمارهٔ ۱۴۰تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدید←شمارهٔ ۱۴۱گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید←شمارهٔ ۱۴۲شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسید←شمارهٔ ۱۴۳بنازد جان اسکندر به سلطان جهان سنجر←شمارهٔ ۱۴۴ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر←شمارهٔ ۱۴۵اگر ندیدی در مشک تابدار قمر←شمارهٔ ۱۴۶قمر شد با سر زلفش مقامر←شمارهٔ ۱۴۷فرخنده باد عید شهنشاه دادگر←شمارهٔ ۱۴۸رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر←شمارهٔ ۱۴۹نه بود و نه هست و نه باشد دگر←شمارهٔ ۱۵۰کس ندید و کس نخواهد دید تا محشر دگر←شمارهٔ ۱۵۱باز آمد از شکار به پیروزی و ظفر←شمارهٔ ۱۵۲عید عرب و سنت و آیین پیمبر←شمارهٔ ۱۵۳مانَد به صنوبر قدِ آن تُرکِ سَمَن‌ بر←شمارهٔ ۱۵۴به‌گوش بر منه ای ترک زلف تافته سر←شمارهٔ ۱۵۵جهان خواهد شد از خوبی چنان تا هفته دیگر←شمارهٔ ۱۵۶بردیم ماه روزه به نیک اختری به‌سر←شمارهٔ ۱۵۷همیشه پرشکن است آن دو زلف حلقه‌ پذیر←شمارهٔ ۱۵۸تا ز یاقوت و زبرجد گیتی است و سیم و زر←شمارهٔ ۱۵۹چو آفتاب و مَه است آن نگار سیمین‌بر←شمارهٔ ۱۶۰کردگار دادگر هر ماه بر فتحی دگر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth