شعر را زندگی کن
→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱به فرخی و خوشی بر خدایگان بشر←شمارهٔ ۱۶۲زلف سیه تو ای بت دلبر←شمارهٔ ۱۶۳فرخنده باد و میمون این مجلس منور←شمارهٔ ۱۶۴خدای هر چه دهد بنده را ز فتح و ظفر←شمارهٔ ۱۶۵بر طرف مه از عنبر چنبر کشد آن دلبر←شمارهٔ ۱۶۶ای شه پیروزبخت ای خسرو پیروزگر←شمارهٔ ۱۶۷آن مشک تابدار چه چیز است بر قمر←شمارهٔ ۱۶۸رای خاقان معظم شهریار دا‌دگر←شمارهٔ ۱۶۹هرکس ‌که دید چهرهٔ آن ترک سیمبر←شمارهٔ ۱۷۰شمسِ ملوکِ عالم، شهزادهٔ مظفر←شمارهٔ ۱۷۱فری عید مسلمانان و فرخ جشن پیغمبر←شمارهٔ ۱۷۲گر نکشی سر ز برم ای پسر←شمارهٔ ۱۷۳عشق آن سنگین دل سیمین‌بر زرین‌کمر←شمارهٔ ۱۷۴سوگند خورده‌ام به سر زلف آن پسر←شمارهٔ ۱۷۵آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر←شمارهٔ ۱۷۶ای ز روی تو جهان را همه فیروزی و فر←شمارهٔ ۱۷۷صد زره دارد ز سنبل بر گل آن شیرین پسر←شمارهٔ ۱۷۸ای رفته مدتی به سعادت سوی سفر←شمارهٔ ۱۷۹تهنیت‌ گویند شاهان را به جشن نامور←شمارهٔ ۱۸۰چه‌ گویی اندرین چرخ مُدور←شمارهٔ ۱۸۱چو بشنید فرخنده عید پیمبر←شمارهٔ ۱۸۲زین مبارک‌تر به عمر اندر نباشد روزگار←شمارهٔ ۱۸۳ای ز دارٍُالملک رفته مدتی سوی سفر←شمارهٔ ۱۸۴آفرین بر خسروی‌ کاو را چنین باشد وزیر←شمارهٔ ۱۸۵گرچه آمد داستان خسرو شیرین به سر←شمارهٔ ۱۸۶چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر←شمارهٔ ۱۸۷عزیزست و پاینده دین پیمبر←شمارهٔ ۱۸۸صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر←شمارهٔ ۱۸۹گفتم به عقل دوش‌ که یا اَحسَن‌الصُّور←شمارهٔ ۱۹۰همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر←شمارهٔ ۱۹۱سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر←شمارهٔ ۱۹۲عاشق آنم‌که عنابش همی بارد شکر←شمارهٔ ۱۹۳شغل دولت بی‌خطر شد کار ملت با خطر←شمارهٔ ۱۹۴در هر چمن از گردش خورشید منور←شمارهٔ ۱۹۵گر ز حضرت به‌ سوی خلد برین رفت پدر←شمارهٔ ۱۹۶ماه تابان دیده‌ای تابان ز سرو جانور←شمارهٔ ۱۹۷ایا نوشته هنرنامه‌ها فزون ز هزار←شمارهٔ ۱۹۸بر فتح همی دور کند گنبد دوار←شمارهٔ ۱۹۹ای آمده ز مشرق پیروز و کامکار←شمارهٔ ۲۰۰تا باغ زرد روی شد از گشت روزگار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth