شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۸۱زان پیش که یارم را آهنگِ سفر باشد←شمارهٔ ۴۸۲اگر به جایِ تو ما را کسی دگر باشد←شمارهٔ ۴۸۳نه چنان نیازمندم که صفت پذیر باشد←شمارهٔ ۴۸۴یار آن است که با یار موافق باشد←شمارهٔ ۴۸۵تا با منت این ملال باشد←شمارهٔ ۴۸۶به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد←شمارهٔ ۴۸۷چو رویِ یارِ من زیبا نباشد←شمارهٔ ۴۸۸تیغ کز دستِ دوستان باشد←شمارهٔ ۴۸۹مرا اگر چو دو چشمت هزار جان باشد←شمارهٔ ۴۹۰مرا محبّتِ تو در میانِ جان باشد←شمارهٔ ۴۹۱چنین سروِ روان دیگر نباشد←شمارهٔ ۴۹۲تماشایِ او کردن آسان نباشد←شمارهٔ ۴۹۳در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد←شمارهٔ ۴۹۴شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد←شمارهٔ ۴۹۵مردِ دنیا نه اهلِ دین باشد←شمارهٔ ۴۹۶ترا خود رسمِ دل داری نباشد←شمارهٔ ۴۹۷خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد←شمارهٔ ۴۹۸هر که را عشق هم نشین باشد←شمارهٔ ۴۹۹فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد←شمارهٔ ۵۰۰مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد←شمارهٔ ۵۰۱که را طاقت امتحان تو باشد←شمارهٔ ۵۰۲مرا در سینه سودای تو باشد←شمارهٔ ۵۰۳دلبر ما فرشته خو باشد←شمارهٔ ۵۰۴به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد←شمارهٔ ۵۰۵گر یاد کند یک شبَکم یار چه باشد←شمارهٔ ۵۰۶دلم تا کی چنین دیوانه باشد←شمارهٔ ۵۰۷مشنو که مرا جز تو یاری و کسی باشد←شمارهٔ ۵۰۸گر دگر باره مرا با تو وصالی باشد←شمارهٔ ۵۰۹من که باشم که مرا چون و چرایی باشد←شمارهٔ ۵۱۰ساربان هشیار و اشتر زیر محمل مست شد←شمارهٔ ۵۱۱چشمه خضر دهانی‌ست که جان می‌بخشد←شمارهٔ ۵۱۲با دل از دست رفت و کار دگر شد←شمارهٔ ۵۱۳پیرانه سرم کاری پیش آمد و مشکل شد←شمارهٔ ۵۱۴من از در تو به جایی دگر نخواهم شد←شمارهٔ ۵۱۵هر دل که مقیم لامکان شد←شمارهٔ ۵۱۶پای هر کس که در آن سلسلهٔ مشکین شد←شمارهٔ ۵۱۷دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد←شمارهٔ ۵۱۸گر دلم شد مبتلای عشق عیاری چه شد←شمارهٔ ۵۱۹مقری صبوح کرده بر مناره شد←شمارهٔ ۵۲۰چو ماه از گنبد خضرا برآمد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth