شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱وداع یار گرامی نمی توانم کرد←شمارهٔ ۴۴۲نگه به قول خرد زین سپس نخواهم کرد←شمارهٔ ۴۴۳گر ز دل آهی برون خواهیم کرد←شمارهٔ ۴۴۴عید آمد و عزم مَی خواهیم کرد←شمارهٔ ۴۴۵هجر با روزگار من آن کرد←شمارهٔ ۴۴۶اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد←شمارهٔ ۴۴۷مرا مسخّر عقل مجاز نتوان کرد←شمارهٔ ۴۴۸وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکرد←شمارهٔ ۴۴۹هرکه را درد عشق داغ نکرد←شمارهٔ ۴۵۰یک ره برآورد ز تو هم روزگار گرد←شمارهٔ ۴۵۱جانم فدایِ قاصدی کز دوست مکتوب آورد←شمارهٔ ۴۵۲تا عشق مرا گردِ خرابات برآورد←شمارهٔ ۴۵۳امروز که باده می توان خورد←شمارهٔ ۴۵۴مرا مادر به شیرِ عشق پرورد←شمارهٔ ۴۵۵دولتِ آن کس که ترکِ جاه بگیرد←شمارهٔ ۴۵۶در دهر کسی که یار گیرد←شمارهٔ ۴۵۷زمانه عهد و وفا عاقبت ز سر گیرد←شمارهٔ ۴۵۸مشتاق لقا روی نظر باز نگیرد←شمارهٔ ۴۵۹میانه بخت دلم گر کرانه‌ای گیرد←شمارهٔ ۴۶۰آتش عشق چو در سینه شرار اندازد←شمارهٔ ۴۶۱یارِ ما ولوله در عالمِ راز اندازد←شمارهٔ ۴۶۲دلی که پیشِ غم از صابری سپر سازد←شمارهٔ ۴۶۳آن ترک که با ما قدم از صدق و صفا زد←شمارهٔ ۴۶۴گر مرا دل نواز بنوازد←شمارهٔ ۴۶۵همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد←شمارهٔ ۴۶۶خرد را که می ننگ و نامش بسوزد←شمارهٔ ۴۶۷دلم ز سوز جگر دم به دم بمی‌سوزد←شمارهٔ ۴۶۸مرا دلی ست که بر خویشتن بمی‌سوزد←شمارهٔ ۴۶۹هرکه در عشق چو ما از سر جان برخیزد←شمارهٔ ۴۷۰این چنین صورتی از خاک زمین برخیزد←شمارهٔ ۴۷۱این همه فتنه از آن سرو خرامان خیزد←شمارهٔ ۴۷۲کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد←شمارهٔ ۴۷۳می به کسی ده که قدر می‌ بشناسد←شمارهٔ ۴۷۴نوبت پاس وصل تو بو که شبی به ما رسد←شمارهٔ ۴۷۵نه هیچ خلقم از اندوه یار می‌پرسد←شمارهٔ ۴۷۶چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد←شمارهٔ ۴۷۷منتظرِ هدهدم تا ز سبا کی رسد←شمارهٔ ۴۷۸چشم بر راهم که جانان کی رسد‌؟←شمارهٔ ۴۷۹ایلچیِ بادِ صبا می‌رسد←شمارهٔ ۴۸۰من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth