→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جوید←شمارهٔ ۴۸۲گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند←شمارهٔ ۴۸۳گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود←شمارهٔ ۴۸۴گر ترا از ستم و جور خدا توبه دهد←شمارهٔ ۴۸۵گر تو از پرده به ما رخ بنمانی چه شود←شمارهٔ ۴۸۶گرچه سرو چمن از آب روانی دارد←شمارهٔ ۴۸۷اگر درد تو از حبیب باشد←شمارهٔ ۴۸۸گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود←شمارهٔ ۴۸۹گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود←شمارهٔ ۴۹۰گر دم زنم بی روی او شرم آیدم از روی خود←شمارهٔ ۴۹۱گرفتار سر زلفت کجا در بند سر باشد←شمارهٔ ۴۹۲گر قرار تو به دلها نه چنانست که بود←شمارهٔ ۴۹۳گر مه به زمین باشد آن زهرهجبین باشد←شمارهٔ ۴۹۴گفتمش حال دل گمشده دانی چون شد←شمارهٔ ۴۹۵گل را به دور روی تو کس بو نمیکند←شمارهٔ ۴۹۶گیرم که از تو بر من مسکین جفا رود←شمارهٔ ۴۹۷لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید←شمارهٔ ۴۹۸البش جان عاشق هوس میکند←شمارهٔ ۴۹۹ما بساط نیکنامی باز طی خواهیم کرد←شمارهٔ ۵۰۰ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد←شمارهٔ ۵۰۱مائیم دل و دین به تو در باخته ای چند←شمارهٔ ۵۰۲ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود←شمارهٔ ۵۰۳ما را دگر بر آن در خواب شبان نباشد←شمارهٔ ۵۰۴ما را شب فراق کجا خواب میبرد←شمارهٔ ۵۰۵ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند←شمارهٔ ۵۰۶ما را هوس مسجد و سجاده نباشد←شمارهٔ ۵۰۷مرا بی تو از دیده خون می رود←شمارهٔ ۵۰۸مرا بی تو آسوده حالی نباشد←شمارهٔ ۵۰۹مرا دلیست که از بار بار میطلبد←شمارهٔ ۵۱۰مرا ز پیش براندی جفا همین باشد←شمارهٔ ۵۱۱مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم دارد←شمارهٔ ۵۱۲مرا ز صحبت باران چه کار بگشاید←شمارهٔ ۵۱۳مرا لطف گفتارش از راه برد←شمارهٔ ۵۱۴مریض عشق بتان را بر طبیب نباشد←شمارهٔ ۵۱۵مکن بیم که شمشیر رقیب ما بران باشد←شمارهٔ ۵۱۶من به درد دل خوشم جان مرا صحت چه سود←شمارهٔ ۵۱۷من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند←شمارهٔ ۵۱۸به با رخ تو خود را بوجه می ستای←شمارهٔ ۵۱۹مهره روی تو نه در خورد من مسکین بود←شمارهٔ ۵۲۰مهر قیامتی را هرگز زوال باشد←