شعر را زندگی کن
→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱ز غمزه‌های نو چندانکه ناز میبارد←شمارهٔ ۴۴۲زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند←شمارهٔ ۴۴۳ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود←شمارهٔ ۴۴۴ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد←شمارهٔ ۴۴۵ساقی بیار باده که عید صیام شد←شمارهٔ ۴۴۶سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید←شمارهٔ ۴۴۷سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد←شمارهٔ ۴۴۸سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد←شمارهٔ ۴۴۹سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد←شمارهٔ ۴۵۰سرو را هرکه راست می‌گوید←شمارهٔ ۴۵۱سروسهی به بستان گر سال‌ها برآید←شمارهٔ ۴۵۲سرو سهی در بوستان چندانکه بالا می‌کشد←شمارهٔ ۴۵۳شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشد←شمارهٔ ۴۵۴شبی که روی تو ما را چراغ مجلس شد←شمارهٔ ۴۵۵شبی کز آتش عشق تو جانم سوختن گیرد←شمارهٔ ۴۵۶شوخی از چشم تو عجب نبود←شمارهٔ ۴۵۷صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد←شمارهٔ ۴۵۸صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد←شمارهٔ ۴۵۹عاشقانت بسحرها که دعا می گویند←شمارهٔ ۴۶۰عاشقان خط تو را مشک ختا می‌گویند←شمارهٔ ۴۶۱عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند←شمارهٔ ۴۶۲عاشقان را جور و نازیار می باید کشید←شمارهٔ ۴۶۳عاشقان روی ترا نور مصور خوانند←شمارهٔ ۴۶۴عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند←شمارهٔ ۴۶۵عاشقان قصه های نو شنوید←شمارهٔ ۴۶۶عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد←شمارهٔ ۴۶۷عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود←شمارهٔ ۴۶۸عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود←شمارهٔ ۴۶۹عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید←شمارهٔ ۴۷۰عید می آید و مردم مه نو میطلبند←شمارهٔ ۴۷۱غبار خاک در او چو در خیال آرید←شمارهٔ ۴۷۲غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد←شمارهٔ ۴۷۳غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد←شمارهٔ ۴۷۴فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید←شمارهٔ ۴۷۵قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد←شمارهٔ ۴۷۶قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد←شمارهٔ ۴۷۷کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد←شمارهٔ ۴۷۸کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند←شمارهٔ ۴۷۹کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد←شمارهٔ ۴۸۰گدای کوی ترا پادشاه میخوانند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth