شعر را زندگی کن
ناصرخسرو

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱از من برمید غمگسارم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲من چو نادانان بر درد جوانی ننوم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳اگر بر تن خویش سالار و میرم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴گر تویی ای چرخ گردان مادرم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵اگر با خرد جفت و اندر خوریم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶من دگرم یا دگر شده‌است جهانم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷از صحبت خلق دل گسستم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸دوش تا هنگام صبح از وقت شام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰از دهر جفا پیشه زی که نالم؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱شاید که حال و کار دگر سان کنم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲عقل چه آورد ز گردون پیام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ای تن تیره اگر شریفی اگر دون←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵مر جان مرا روان مسکین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ای شده مشغول به کار جهان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷کُمیت سخن را ضمیر است میدان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸بر جستن مراد دل ای مسکین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ز من معزول شد سلطان شیطان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰حکمتی بشنو به فضل ای مستعین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱که پرسد زین غریب خوار محزون←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲بشنو که چه گوید همیت دوران←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳چرخ پنداری بخواهد شیفتن←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴دیر بماندم در این سرای کهن من←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵امهات و نبات با حیوان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷در دلم تا به سحرگاه شب دوشین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹تا کی کنی گله که نه خوب است کار من←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰درد گنه را نیافتند حکیمان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱چند کنی جای چنین به گزین؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲این گنبد پیروزهٔ بی‌روزن گردان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ای شده مفتون به قول‌های فلاطون،←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵بر جانور و نبات و ارکان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶غریبی می چه خواهد یارب از من؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷از کین بت‌پرستان در هند و چین و ماچین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸مکر و حسد را ز دل آوار کن←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ای افسر کوه و چرخ را جوشن←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰چرخِ گردنده و اجرام و چهار ارکان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth