→ دیوان اشعارناصرخسرو
ناصرخسرو
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱چیست آن لشکر فریشتگان←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲جوانی شد، او را فراموش کن←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ای مر تو را گرفته بت خوشزبان زبون،←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴از بهر چه، ای پیر هشیوار هنربین،←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵فریاد به لااله الا هو←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶چون فروماندی ز بد کردار خویش←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ایا گشته غره به مکر زمانه←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸گرگ آمده است گرسنه و دشت پر بره←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۹دور باش ای خواجه زین بیمر گله←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰ناید هگرز از این یله گو باره←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱ای زود گرد گنبد بر رفته←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲گشت جهان کودکی دوازده ساله←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳بدخو جهان تو را ندهد دسته←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴بسی کردم گه و بیگه نظاره←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ای خورده خوش و کرده فراوان فره←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶به فرش و اسپ و استام و خزینه←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷مکر جهان را پدید نیست کرانه←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۸داری سخنی خوب گوش یا نه؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۹بگسل رسن از بیفسار عامه←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰جهان دامگاهی است بس پر چنه←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۱تا کی خوری دریغ ز برنائی؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۲چو رسم جهان جهان پیش بینی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳گر نخواهی ای پسر تا خویشتن مجنون کنی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ای کرده سرت خو به بیفساری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ای آنکه ندیم باده و جامی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ای آنکه به تن ز ارزوی مال چو نالی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷گشتن این گنبد نیلوفری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸ای عورت کفر و عیب نادانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹کارو کردار تو ای گنبد زنگاری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰سفله جهانا چو گرد گرد بنائی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ای گشت زمان زمن چه میخواهی؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲ای غره شده به پادشائی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۳جهان را نیست جز مردم شکاری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۴ایا دیده تا روز شبهای تاری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵نماند کار دنیا جز به بازی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶بگذر ای باد دلافروز خراسانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷گر خرد را بر سر هشیار خویش افسر کنی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ای شده مشغول به ناکردنی،←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۹ای مانده به کوری و تنگ حالی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰تمییز و هوش و فکرت و بیداری←