→ دیوان اشعارخیالی بخارایی
خیالی بخارایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من←شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو←شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو←شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او←شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او←شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو←شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او←شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او←شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او←شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او←شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل میبرد دل چهرهٔ رعنای او←شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او←شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو←شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه←شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته←شمارهٔ ۳۳۶گهی دل میخورد خونم گه از راه جفا دیده←شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه←شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلویهمه شب در غم آن ماه پاره←شمارهٔ ۳۳۹از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی←شمارهٔ ۳۴۰اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری←شمارهٔ ۳۴۱ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی←شمارهٔ ۳۴۲ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی←شمارهٔ ۳۴۳ - استقبال از کمال خجندیای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی←شمارهٔ ۳۴۴ای پارسا که دایم رو در نماز داری←شمارهٔ ۳۴۵ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی←شمارهٔ ۳۴۶ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی←شمارهٔ ۳۴۷ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی←شمارهٔ ۳۴۸ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی←شمارهٔ ۳۴۹ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری←شمارهٔ ۳۵۰ای که در عالم خوبی به لطافت علمی←شمارهٔ ۳۵۱ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری←شمارهٔ ۳۵۲ای گل از روی تو آموخته خندان رویی←شمارهٔ ۳۵۳بدین شوخی که تو بنیاد داری←شمارهٔ ۳۵۴تا در قدم اهل دلی خاک نگردی←شمارهٔ ۳۵۵تا دلم را به غم هجر درانداختهای←شمارهٔ ۳۵۶تا کی ای شوخ به هر بیخبری میسازی←شمارهٔ ۳۵۷تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی←شمارهٔ ۳۵۸تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی←شمارهٔ ۳۵۹چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر میزنی←شمارهٔ ۳۶۰چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری←