شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۹۲۱پیران ز چاره عاجز در کار این جوانان←شمارهٔ ۹۲۲فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن←شمارهٔ ۹۲۳خیز یک ساغر شراب بزن←شمارهٔ ۹۲۴شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن←شمارهٔ ۹۲۵گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن←شمارهٔ ۹۲۶دری بود نصیحت جانا به گوش کن←شمارهٔ ۹۲۷ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان←شمارهٔ ۹۲۸به آن امید که مطلب بر او شود روشن←شمارهٔ ۹۲۹ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن←شمارهٔ ۹۳۰شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن←شمارهٔ ۹۳۱برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران←شمارهٔ ۹۳۲نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من←شمارهٔ ۹۳۳شبی زشمع رخت بزم ما منور کن←شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من←شمارهٔ ۹۳۵عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن←شمارهٔ ۹۳۶بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن←شمارهٔ ۹۳۷ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن←شمارهٔ ۹۳۸نوروز عجم آمده و عید همایون←شمارهٔ ۹۳۹ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن←شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن←شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من←شمارهٔ ۹۴۲مدد ای عشق که از عقل در آزارم من←شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من←شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین←شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن←شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان←شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن←شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن←شمارهٔ ۹۴۹ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن←شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن←شمارهٔ ۹۵۱رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من←شمارهٔ ۹۵۲افتاده سرشکم زپی نرگس جادو←شمارهٔ ۹۵۳دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او←شمارهٔ ۹۵۴ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو←شمارهٔ ۹۵۵تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو←شمارهٔ ۹۵۶ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو←شمارهٔ ۹۵۷تا نکنم به پیش کس شکوه ز تند خوی او←شمارهٔ ۹۵۸گرنه زشکر و نمک آمیخت کام تو←شمارهٔ ۹۵۹کمانی سخت تر نبود زابرو←شمارهٔ ۹۶۰ای یار سفر کرده نیاید خبر از تو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth