شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۸۱حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن←شمارهٔ ۸۸۲ندیدم دشمنان گشته حبیبان←شمارهٔ ۸۸۳در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن←شمارهٔ ۸۸۴دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن←شمارهٔ ۸۸۵فحشی ز لبت تو وقف ما کن←شمارهٔ ۸۸۶مبند الفت دلا با ماه رویان←شمارهٔ ۸۸۷چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن←شمارهٔ ۸۸۸زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن رو ببین←شمارهٔ ۸۸۹با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن←شمارهٔ ۸۹۰صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من←شمارهٔ ۸۹۱دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من←شمارهٔ ۸۹۲من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان←شمارهٔ ۸۹۳بدرد خوی گرفته دل از پی درمان←شمارهٔ ۸۹۴مرا سودای آن گیسوی پرچین←شمارهٔ ۸۹۵وه که به ناف خون شود نافه آهوان چین←شمارهٔ ۸۹۶ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان←شمارهٔ ۸۹۷تا به کی ای چشم مست فتنه برانگیختن←شمارهٔ ۸۹۸نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان←شمارهٔ ۸۹۹حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان←شمارهٔ ۹۰۰رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن←شمارهٔ ۹۰۱ابریست کاو ندارد آثار فیض باران←شمارهٔ ۹۰۲من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن←شمارهٔ ۹۰۳بخرند ناز معشوق به جان نیازمندان←شمارهٔ ۹۰۴زین بادیه چون رفت مه نوسفر من←شمارهٔ ۹۰۵مرا ز عشق بسی منت است بر گردن←شمارهٔ ۹۰۶ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو من←شمارهٔ ۹۰۷گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن←شمارهٔ ۹۰۸دلا مسافرت از این دیار ویران کن←شمارهٔ ۹۰۹ای حرف سر زلف تو سودای حریفان←شمارهٔ ۹۱۰حدیث عشق از مستان شنو ای دل نه هوشیاران←شمارهٔ ۹۱۱خبر زمصر که دارد بشیر کیست عزیزان←شمارهٔ ۹۱۲تا چند چو گوئی تو بچوگان نکویان←شمارهٔ ۹۱۳دور از او چشم بد بزم وصالست این←شمارهٔ ۹۱۴گشوده اند در خانه باز خماران←شمارهٔ ۹۱۵دلا به راه سحرگاه شمع روشن کن←شمارهٔ ۹۱۶همایون است امشب بخت و دولت شد قرین من←شمارهٔ ۹۱۷پا بر سر خم نهاده مستان←شمارهٔ ۹۱۸نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من←شمارهٔ ۹۱۹ساقیا من که خرابم ز نو آبادم کن←شمارهٔ ۹۲۰رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth