شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۱۲۱صبح عید است شبی کز در من بازآئی←شمارهٔ ۱۱۲۲حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری←شمارهٔ ۱۱۲۳ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری←شمارهٔ ۱۱۲۴ای که سر تا قدم آمیخته از مهر وفائی←شمارهٔ ۱۱۲۵سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی←شمارهٔ ۱۱۲۶عرش بر آستان او پست بود زکوتهی←شمارهٔ ۱۱۲۷چرا بدست نگارین تو چهره میپوشی←شمارهٔ ۱۱۲۸وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی←شمارهٔ ۱۱۲۹سوختم کس نه دود دید و نه بوی←شمارهٔ ۱۱۳۰مخمور سروریم کجایی می غم های←شمارهٔ ۱۱۳۱بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی←شمارهٔ ۱۱۳۲به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی←شمارهٔ ۱۱۳۳صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی←شمارهٔ ۱۱۳۴اگر زروی نگارین تو پرده برداری←شمارهٔ ۱۱۳۵جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی←شمارهٔ ۱۱۳۶آفت عرصه خاکی و مه افلاکی←شمارهٔ ۱۱۳۷گو چه کم آیدت زسلطانی←شمارهٔ ۱۱۳۸چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی←شمارهٔ ۱۱۳۹به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالی←شمارهٔ ۱۱۴۰در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون می‌شدی←شمارهٔ ۱۱۴۱الا ای که داری طمع پادشایی←شمارهٔ ۱۱۴۲تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمی‌دانی←شمارهٔ ۱۱۴۳غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری←شمارهٔ ۱۱۴۴ای نوش لب که داری خود آب زندگانی←شمارهٔ ۱۱۴۵تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی←شمارهٔ ۱۱۴۶سودای تو آتش زده در رخت صبوری←شمارهٔ ۱۱۴۷محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی←شمارهٔ ۱۱۴۸نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری←شمارهٔ ۱۱۴۹معجزه ببین که سروی و رفتار می‌کنی←شمارهٔ ۱۱۵۰ای که آگه نیستی از حال گوی←شمارهٔ ۱۱۵۱در چنگل بازی نکند خانه حمامی←شمارهٔ ۱۱۵۲رنگ ز خورشید عیان میبری←شمارهٔ ۱۱۵۳که گفت ای سرو سیمین‌تن به طرف باغ و بستان آی←شمارهٔ ۱۱۵۴شهری بود نکوئی و جانا تواش دری←شمارهٔ ۱۱۵۵ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی←شمارهٔ ۱۱۵۶عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری←شمارهٔ ۱۱۵۷چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی←شمارهٔ ۱۱۵۸چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی←شمارهٔ ۱۱۵۹تو را که زیر لبان روح یک جهان داری←شمارهٔ ۱۱۶۰لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth