→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱یار از ما کناره کرد امشب←شمارهٔ ۸۲بیا که پرده اسرار پاره شد امشب←شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب←شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب←شمارهٔ ۸۵یا ندیمی هذه شیئی عجاب←شمارهٔ ۸۶ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب←شمارهٔ ۸۷کردار بدان نیاید از خوب←شمارهٔ ۸۸این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب←شمارهٔ ۸۹در نهایت نظری بود باغیار امشب←شمارهٔ ۹۰من بلبل غریبم و این آشیانان غریب←شمارهٔ ۹۱شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب←شمارهٔ ۹۲و کیف اشکر من حبیب مغاضب←شمارهٔ ۹۳آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب←شمارهٔ ۹۴گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت←شمارهٔ ۹۵که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب←شمارهٔ ۹۶غنیمت دان دلا این عیش را در بوستان امشب←شمارهٔ ۹۷دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب←شمارهٔ ۹۸علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب←شمارهٔ ۹۹میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب←شمارهٔ ۱۰۰هر جای که بدخاک بسربیختم امشب←شمارهٔ ۱۰۱ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب←شمارهٔ ۱۰۲بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب←شمارهٔ ۱۰۳به سودای پریشانیست یارب کار من هرشب←شمارهٔ ۱۰۴تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیمشب←شمارهٔ ۱۰۵ای خرد طفلی از دبستانت←شمارهٔ ۱۰۶جز عشق من بیسر و پا را هنری نیست←شمارهٔ ۱۰۷ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست←شمارهٔ ۱۰۸ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت←شمارهٔ ۱۰۹چه نانها خوردم از خوان محبت←شمارهٔ ۱۱۰اگر این نکهت از آن طره چین در چین است←شمارهٔ ۱۱۱با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست←شمارهٔ ۱۱۲گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت←شمارهٔ ۱۱۳حسن آن گوهر که عمانیش نیست←شمارهٔ ۱۱۴خون ریخته و به فکر یغماست←شمارهٔ ۱۱۵هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست←شمارهٔ ۱۱۶پری گذشت ازین کوچه یا ملک میرفت←شمارهٔ ۱۱۷وعدهٔ قتلم دهی پیوسته و دشوار نیست←شمارهٔ ۱۱۸مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست←شمارهٔ ۱۱۹ای بلای ناگهان در پیش بالا میرمت←شمارهٔ ۱۲۰بی تو یکشب گر سرم بر بستر است←