→ دیوان اشعارغالب دهلوی
غالب دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست←شمارهٔ ۸۲غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست←شمارهٔ ۸۳هند را رند سخن پیشه گمنامی هست←شمارهٔ ۸۴اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست←شمارهٔ ۸۵هر ذره محو جلوه حسن یگانهایست←شمارهٔ ۸۶ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست←شمارهٔ ۸۷با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟←شمارهٔ ۸۸گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست←شمارهٔ ۸۹لعل تو خسته اثر التماس کیست؟←شمارهٔ ۹۰ببین که در گل و مل جلوه گر برای تو کیست؟←شمارهٔ ۹۱در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟←شمارهٔ ۹۲در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟←شمارهٔ ۹۳نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست←شمارهٔ ۹۴گلشن به فضای چمن سینه ما نیست←شمارهٔ ۹۵بلبل دلت به ناله خونین به بند نیست←شمارهٔ ۹۶منع ما از باده عرض احتسابی بیش نیست←شمارهٔ ۹۷دل بردن ازین شیوه عیانست و عیان نیست←شمارهٔ ۹۸چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست←شمارهٔ ۹۹یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ست←شمارهٔ ۱۰۰خواست کز ما رنجد و تقریب رنجیدن نداشت←شمارهٔ ۱۰۱گل را به جرم عربده رنگ و بو گرفت←شمارهٔ ۱۰۲ساخت ز راستی به غیر ترک فسونگری گرفت←شمارهٔ ۱۰۳بس که از تاب نگاه تو ز آسودن رفت←شمارهٔ ۱۰۴یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت←شمارهٔ ۱۰۵دل برد و حق آنست که دلبر نتوان گفت←شمارهٔ ۱۰۶محو خودست لیک نه چون من درین چه بحث؟←شمارهٔ ۱۰۷نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟←شمارهٔ ۱۰۸جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج←شمارهٔ ۱۰۹ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ←شمارهٔ ۱۱۰در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ←شمارهٔ ۱۱۱باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح←شمارهٔ ۱۱۲آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح←شمارهٔ ۱۱۳ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ←شمارهٔ ۱۱۴تا بشوید نهاد ما ز وسخ←شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد←شمارهٔ ۱۱۶تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد←شمارهٔ ۱۱۷به بند پرسش حالم نمی توان افتاد←شمارهٔ ۱۱۸بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد←شمارهٔ ۱۱۹هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد←شمارهٔ ۱۲۰غم من از نفس پندگو چه کم گردد←