→ دیوان اشعارفرخی یزدی
فرخی یزدی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱در میکده گر رند قدح نوش نبودیم←شمارهٔ ۱۶۲دیشب از غم تا سحرگه آه سردی داشتم←شمارهٔ ۱۶۳ - تحت نظر بودن پس از مراجعت از اروپافصل گل چو غنچه، لب را از غم زمانه بستم←شمارهٔ ۱۶۴ - در زندان قصرترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم←شمارهٔ ۱۶۵از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم←شمارهٔ ۱۶۶ز خودآراییِ تن جامهٔ جان چاک میخواهم←شمارهٔ ۱۶۷ما مست و خراب از می صهبای الستیم←شمارهٔ ۱۶۸ما خیل گدایان که زر و سیم نداریم←شمارهٔ ۱۶۹سر خط عاشقی را روز الست دادم←شمارهٔ ۱۷۰به باد روی گلی در چمن چو ناله کنم←شمارهٔ ۱۷۱بس به نام عمر مرگ هولناکی دیدهام←شمارهٔ ۱۷۲بستهٔ زنجیر بودن هست کارِ شیر و من←شمارهٔ ۱۷۳گر خدا خواهد بجوشد بحر بیپایان خون←شمارهٔ ۱۷۴از جور چرخ کجروش، وز دست بخت واژگون←شمارهٔ ۱۷۵تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن←شمارهٔ ۱۷۶ای توده دست قدرت از آستین برون کن←شمارهٔ ۱۷۷تا در خم آن گیسو چین و شکن افتاده←شمارهٔ ۱۷۸خوبرویان که جگر گوشه نازند همه←شمارهٔ ۱۷۹زین قیامی که تو با آن قد و قامت کردی←شمارهٔ ۱۸۰ - در زندان قصرریز بر خاک فنا ای خضر آب زندگی←شمارهٔ ۱۸۱آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی←شمارهٔ ۱۸۲دست اجنبی افراشت، تا لوای ناامنی←شمارهٔ ۱۸۳به جز این مرا نماند، پس مرگ سرگذشتی←شمارهٔ ۱۸۴بیپرده برآمد مهر زین پرده مینایی←شمارهٔ ۱۸۵نیمه شب زلف را در سایه مه تاب دادی←شمارهٔ ۱۸۶آن زلف مشکبو را، تا زیب دوش کردی←شمارهٔ ۱۸۷زالِ گردون را نباشد گر سرِ رویینتنی←شمارهٔ ۱۸۸قسم به عزّت و قَدر و مقامِ آزادی←شمارهٔ ۱۸۹دل ز غم یک پرده خون شد پردهپوشی تا به کی؟←
→ صفحهٔ قبل۵ از ۵