شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارنظیری نیشابوری
نظیری نیشابوری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس←شمارهٔ ۳۲۲تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس←شمارهٔ ۳۲۳به اختیار تو در باختم ارادت خویش←شمارهٔ ۳۲۴دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش←شمارهٔ ۳۲۵یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش←شمارهٔ ۳۲۶در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش←شمارهٔ ۳۲۷از خوی کریم تو گنه گشت فراموش←شمارهٔ ۳۲۸بزم خالی می شود مطرب خموش←شمارهٔ ۳۲۹داشتم از درد جدایی خروش←شمارهٔ ۳۳۰غیرتم بانگ زد که: دور او باش←شمارهٔ ۳۳۱حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش←شمارهٔ ۳۳۲از فراق یار ناخشنود خویش←شمارهٔ ۳۳۳هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش←شمارهٔ ۳۳۴ساقی بیار جام می خوشگوار پیش←شمارهٔ ۳۳۵گر جهان کشته بیداد شود برگذرش←شمارهٔ ۳۳۶آن که غایب از نظر گردید درمی‌یابمش←شمارهٔ ۳۳۷خرامان آمد از می در سر آتش←شمارهٔ ۳۳۸به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش←شمارهٔ ۳۳۹بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش←شمارهٔ ۳۴۰شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش←شمارهٔ ۳۴۱بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش←شمارهٔ ۳۴۲هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش←شمارهٔ ۳۴۳یا در درون قبه این آسمان مباش←شمارهٔ ۳۴۴کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش←شمارهٔ ۳۴۵بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش←شمارهٔ ۳۴۶از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش←شمارهٔ ۳۴۷مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش←شمارهٔ ۳۴۸بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش←شمارهٔ ۳۴۹بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش←شمارهٔ ۳۵۰رمید طایر جانم ز آشیانه خویش←شمارهٔ ۳۵۱طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش←شمارهٔ ۳۵۲لطف می خون در رگ افسرده می‌آرد به جوش←شمارهٔ ۳۵۳افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش←شمارهٔ ۳۵۴افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش←شمارهٔ ۳۵۵بستم در تصرف گفت و شنید خویش←شمارهٔ ۳۵۶به بوی می دو سه ژولیده مرقع پوش←شمارهٔ ۳۵۷دم دم شاهدست و می می خاص←شمارهٔ ۳۵۸حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص←شمارهٔ ۳۵۹ساقیا برخیز با مستان برقص←شمارهٔ ۳۶۰هرکه چون یوسف شود از محنت زندان خلاص←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth