→ بخش دومیرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود←شمارهٔ ۱۲۲رفته سه سال تا مه خرداد←شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود←شمارهٔ ۱۲۴پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند←شمارهٔ ۱۲۵گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کند←شمارهٔ ۱۲۶من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کنند←شمارهٔ ۱۲۷چه بازی دوش در میخانه کردند←شمارهٔ ۱۲۸دمبدم عمر میرود بر باد←شمارهٔ ۱۲۹دست ساقی دوش در محفل درخت طور بود←شمارهٔ ۱۳۰یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود←شمارهٔ ۱۳۱هر کسی در جهان غمی دارد←شمارهٔ ۱۳۲ابر اندک ترشحی دارد←شمارهٔ ۱۳۳گاهی سخن از عشق بگوئید بگوئید←شمارهٔ ۱۳۴تا چند از این خاک بمیرید و بزائید←شمارهٔ ۱۳۵شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند←شمارهٔ ۱۳۶ساقی سخن ز مشعله طور می کند←شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد←شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود←شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود←شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد←شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود←شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفتهاند←شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند←شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود←شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود←شمارهٔ ۱۴۶هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود←شمارهٔ ۱۴۷این پایه که عقل و هنرش نام نهادند←شمارهٔ ۱۴۸حق بمن بنده چشم روشن داد←شمارهٔ ۱۴۹این سنگ جز به لطف تو گوهر نمیشود←شمارهٔ ۱۵۰خوشا کاین خانه را ویرانه سازند←شمارهٔ ۱۵۱پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد←شمارهٔ ۱۵۲کفر زلف تو عرض ایمان کرد←شمارهٔ ۱۵۳صبح است و صبوح است بیائید بیائید←شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد←شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد←شمارهٔ ۱۵۶بنده گر سر بر آستان باشد←شمارهٔ ۱۵۷هردم بشارتهای دل از هاتف جان میرسد←شمارهٔ ۱۵۸آزار تو ایدوست دل آزار نباشد←شمارهٔ ۱۵۹حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود←شمارهٔ ۱۶۰شاهدی مستانه آمد زاهدی مستور شد←