شعر را زندگی کن
کوهی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱بنور پاک تو چشم دلم چو بینا شد←شمارهٔ ۸۲خوش حال آن کسانی کز دام تن رهیدند←شمارهٔ ۸۳چشمم از جور یار می گرید←شمارهٔ ۸۴به قامت گلرخان سرو روانند←شمارهٔ ۸۵دل من بی جگری کرد و بجانان نرسید←شمارهٔ ۸۶ز رویت ماه تابان آفریدند←شمارهٔ ۸۷صوت نقاره ونی و سرناو چنگ و عود←شمارهٔ ۸۸هر که را زلف چو زنجیر تو دیوانه کند←شمارهٔ ۸۹وحدت چو احد نمود واحد←شمارهٔ ۹۰عقل کل در کُنه ادراک تو ره گم می‌کند←شمارهٔ ۹۱بذات آنکه ما را جسم و جان داد←شمارهٔ ۹۲سرو گل چهره اگر بند قبا بگشاید←شمارهٔ ۹۳صفا در خانه دل را که یار صاف می‌آید←شمارهٔ ۹۴هر که شهوت بکشد روح مجرد باشد←شمارهٔ ۹۵از جیب عدم وجود سر زد←شمارهٔ ۹۶سحر که بوی گل کز جانب گلزار میآید←شمارهٔ ۹۷بیاد لعل تو خون دلم شراب شود←شمارهٔ ۹۸آن جگر گوشه دل از ما به لب میگون برد←شمارهٔ ۹۹از لعل یار باده ما خوشگوار شد←شمارهٔ ۱۰۰عدم ضد وجود آمد به بینید←شمارهٔ ۱۰۱ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد←شمارهٔ ۱۰۲در عدم پیوست اظهار وجود←شمارهٔ ۱۰۳ایدل عدم تملیک در سلک وجود آمد←شمارهٔ ۱۰۴بط حرصم بمرد و بلبلان شد←شمارهٔ ۱۰۵ماه روی تو مرا نور بصر میگردد←شمارهٔ ۱۰۶بفضل صانع کون فیکون شدم موجود←شمارهٔ ۱۰۷صبا که شام و سحر مشکبار می آید←شمارهٔ ۱۰۸بوسه می خواهم و لعلت چو شکر میخندد←شمارهٔ ۱۰۹زلف تو شب بدیده دیدار در رود←شمارهٔ ۱۱۰یحبهم و یحبونه چرا فرمود←شمارهٔ ۱۱۱شمع روی تو دلمرا چو بجان میسوزد←شمارهٔ ۱۱۲عارفان میخانه را فردوس اعلی گفته اند←شمارهٔ ۱۱۳دمید صبح سعادت بطالع مسعود←شمارهٔ ۱۱۴حبذا مستی که در میخانه ساغر میکشد←شمارهٔ ۱۱۵در شام صبح صادق دیدم که سر بر آورد←شمارهٔ ۱۱۶آن جام جهان جهان نماید←شمارهٔ ۱۱۷صبح صادق حجاب صانع شد←شمارهٔ ۱۱۸دل دهان در دهان او دارد←شمارهٔ ۱۱۹سرو از قد تو در باغ گل اندام آمد←شمارهٔ ۱۲۰دل که با درد غم عشق تو محرم گردد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth