→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۵۶۱طوطی جان مست من از شکری چه میشود←غزل شمارهٔ ۵۶۲خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد←غزل شمارهٔ ۵۶۳دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد←غزل شمارهٔ ۵۶۴همیبینیم ساقی را که گرد جام میگردد←غزل شمارهٔ ۵۶۵اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد←غزل شمارهٔ ۵۶۶بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد←غزل شمارهٔ ۵۶۷نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد←غزل شمارهٔ ۵۶۸چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد←غزل شمارهٔ ۵۶۹بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد←غزل شمارهٔ ۵۷۰بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد←غزل شمارهٔ ۵۷۱بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند←غزل شمارهٔ ۵۷۲ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانند←غزل شمارهٔ ۵۷۳برآمد بر شجر طوطی که تا خطبهیْ شکر گوید←غزل شمارهٔ ۵۷۴مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد←غزل شمارهٔ ۵۷۵ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟←غزل شمارهٔ ۵۷۶دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد←غزل شمارهٔ ۵۷۷چو برقی میجهد چیزی عجب آن دلستان باشد←غزل شمارهٔ ۵۷۸مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد←غزل شمارهٔ ۵۷۹دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد←غزل شمارهٔ ۵۸۰صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد←غزل شمارهٔ ۵۸۱مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد←غزل شمارهٔ ۵۸۲اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند←غزل شمارهٔ ۵۸۳رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید←غزل شمارهٔ ۵۸۴یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد←غزل شمارهٔ ۵۸۵مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد←غزل شمارهٔ ۵۸۶سعادتجو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد←غزل شمارهٔ ۵۸۷صلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمد←غزل شمارهٔ ۵۸۸صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد←غزل شمارهٔ ۵۸۹شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد←غزل شمارهٔ ۵۹۰سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چهبود←غزل شمارهٔ ۵۹۱چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید←غزل شمارهٔ ۵۹۲اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند←غزل شمارهٔ ۵۹۳برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآید←غزل شمارهٔ ۵۹۴امروز جمال تو سیمای دگر دارد←غزل شمارهٔ ۵۹۵آن را که درون دل عشق و طلبی باشد←غزل شمارهٔ ۵۹۶آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید←غزل شمارهٔ ۵۹۷امروز جمال تو بر دیده مبارک باد←غزل شمارهٔ ۵۹۸یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟←غزل شمارهٔ ۵۹۹امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد←غزل شمارهٔ ۶۰۰جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد←