شعر را زندگی کن
مولانا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۲۴۸۱با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۳تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۴خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستیی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۵یاور من توی بکن بهر خدای یاریی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای←غزل شمارهٔ ۲۴۸۷هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی←غزل شمارهٔ ۲۴۸۹گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری←غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری←غزل شمارهٔ ۲۴۹۱جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری←غزل شمارهٔ ۲۴۹۲هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۳رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۴زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۵آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۶خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۷صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۸مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی←غزل شمارهٔ ۲۴۹۹مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۰چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۱گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۲امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داری←غزل شمارهٔ ۲۵۰۳چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۴اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۵چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ ای ساقی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۶مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۷بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۸مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی←غزل شمارهٔ ۲۵۰۹بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۰مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن‌خایی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۱به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۲رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۳بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۴درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۵یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۶اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۸اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی←غزل شمارهٔ ۲۵۱۹غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی←غزل شمارهٔ ۲۵۲۰گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth