→ دیوان اشعارفیض کاشانی
فیض کاشانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۶۱از دل مقصود عشق بازیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۲بخیالت نمی توانم زیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۳آنکه پنهانست از چشم کسان پیداست کیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۴در پردهٔ عاشقی نهان کیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۵آمرزش من از تو خدایا غریب نیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۶اینجهانرا غیر حق پروردگاری هست نیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۷جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۸غیردلدار وفا دار کسی دیگر نیست ←غزل شمارهٔ ۱۶۹چون توان بود در آنجای که آسایش نیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۰تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۱عاشقانرا در بهشت آرام نیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۲یک محرم راز در جهان نیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۳کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیست←غزل شمارهٔ ۱۷۴ما را که نوای بی نوائیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۵دل گرفتار ماه سیما ئیست ←غزل شمارهٔ ۱۷۶گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت ←غزل شمارهٔ ۱۷۷بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت ←غزل شمارهٔ ۱۷۸عشق آمد و اختیار نگذاشت ←غزل شمارهٔ ۱۷۹غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت ←غزل شمارهٔ ۱۸۰به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت ←غزل شمارهٔ ۱۸۱کار جان را تن ندادم روزگار از دست رفت ←غزل شمارهٔ ۱۸۲چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت ←غزل شمارهٔ ۱۸۳هر که در دوست زد دامن احسان گرفت ←غزل شمارهٔ ۱۸۴بر سر راهش فتاده غرق اشکم دید و رفت ←غزل شمارهٔ ۱۸۵دوش از من رمیده میرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۶از من و ما نمی توانم گفت ←غزل شمارهٔ ۱۸۷من کجا جان برم زدست غمت ←غزل شمارهٔ ۱۸۸زِ شور عشق مرا در سرست شور قیامت ←غزل شمارهٔ ۱۸۹جمال تو عرصاتست و قامت تو قیامت ←غزل شمارهٔ ۱۹۰بالا بلایی قامت قیامت←غزل شمارهٔ ۱۹۱روم از هوش اگر بینم بکامت ←غزل شمارهٔ ۱۹۲رفتار آشوب بالا قیامت ←غزل شمارهٔ ۱۹۳من نروم ز پیش تودست منست و دامنت ←غزل شمارهٔ ۱۹۴جان ندارد جز تو کس یا مستغاث ←غزل شمارهٔ ۱۹۵شدیم بار کش ره زن هوا بعبث ←غزل شمارهٔ ۱۹۶دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث ←غزل شمارهٔ ۱۹۷هر آنچه بود ندارد وجود اوست عبث ←غزل شمارهٔ ۱۹۸جز تنعم بغم یار عبث بود عبث ←غزل شمارهٔ ۱۹۹گذشت عمر تو امسال همچو پار عبث ←غزل شمارهٔ ۲۰۰بمهر تو دادم دل و جان عبث ←