شعر را زندگی کن
عطار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بود←غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بود←غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۷هر که را اندیشهٔ درمان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بود←غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بود←غزل شمارهٔ ۳۳۰هر که را در عشق تو کاری بود←غزل شمارهٔ ۳۳۱مرد یک موی تو فلک نبود←غزل شمارهٔ ۳۳۲چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود←غزل شمارهٔ ۳۳۳کسی کو خویش بیند بنده نبود←غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رود←غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رود←غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌رود←غزل شمارهٔ ۳۳۷چه سازی سرای و چه گویی سرود←غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود←غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود←غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود←غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود←غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود←غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود←غزل شمارهٔ ۳۴۴هرچه در هر دو جهان جانان نمود←غزل شمارهٔ ۳۴۵رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟←غزل شمارهٔ ۳۴۶گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد←غزل شمارهٔ ۳۴۷برق عشق از آتش و از خون جهد←غزل شمارهٔ ۳۴۸زلف را چون به قصد تاب دهد←غزل شمارهٔ ۳۴۹یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد←غزل شمارهٔ ۳۵۰هر که را ذوق دین پدید آید←غزل شمارهٔ ۳۵۱یا دست به زیر سنگم آید←غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید←غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید←غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید←غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید←غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید←غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید←غزل شمارهٔ ۳۵۸گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید←غزل شمارهٔ ۳۵۹دلبرم رخ‌گشاده می‌آید←غزل شمارهٔ ۳۶۰صبح از پرده به در می‌آید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth